ساحل افکار

پول که نیست ارزشش قد سرگینم نیست!

سه شنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۴، ۰۸:۴۹ ب.ظ

امشب رفتیم واسه دوستم یه خونه پیدا کردیم. وای چقدر قیمت خونه نوساز بالاست. قیمت ها واسه رهن رو میدیدیم فقط میگفتیم پوففففف

حالا یعنی فکر میکرد پول زیادی واسه خونه داره میده :))) نمیدونست که یه خونه 100 متری هم زوری از توش در میاد!

دختر که باشی عین خیالت نیست چقدر پول داشته باشی راحتی

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۱۲
مستر نیمــا
یک ایرانی وطن دوست ۱۲ آبان ۹۴ , ۲۰:۵۷
سلام . جانا سخن از دل ما گفتی . واقعا مستاجری خیلی سخته

افتضاحه

الان دلم سوخت برا این دوستتون :(

دلم واسه همه مردا سوخت

سلام 
البته نه همه دخترا :)
من خودم حسابگرم امکان نداره بدون حساب و کتاب و قیمت اون خونه برم داخل یه خونه حتی اون خونه اگر کمتر از 80متر باشه :)

+ ما خودمون تو دوران بچگی  سالها مستاجر بودیم الان که صاحبخونه ایم :)
یادمه مامانم همیشه ی خدا به مستاجر جماعت رحم میکرد اگر کرایه نداشتند هیچوقت باهاشون با تندی برخورد نمیکرد 
حتی کرایه ها رو کم میکرد که اذیت نشن تازه هیچوقت یادم نمیره چون اکثرا پزشک بودند یادمه از غذایی که 
میپختن میگفتن این غذا رو بیاین ببرین برای  مستاجرمون شاید بوی غذامون بهشون بخوره شاید وقت 
آشپزی نداشته باشند یا کاهی وقتا اگر مستاجرمون وضعیت زندگیش خوب نبود بازم محال بود اذیتشون کنه 
محال بود که نهار و شام بهشون نده هفته ای سه چهار بار از غذاهای که میپخت میداد مستاجرهامون.
میگفت به مستاجر جماعت نباید سخت گرفت سخت بگیری روزی روزگاری خدا بهت سخت میگیره :)
سخت نگیری خدا هوای خودتو و هفت نسل از بعد خودتو داره.
و واقعا هم الان داداشام مستاجرن تو تهران و بقیه شهرا ولی خداوکیلی صاحبخونه های ماهی مثل مادرم 
دارن.
بابت پر حرفی ببخشید:)

فرقی نداره. قیمت ها بالان و اکثرا براشون مهم نیست داری یا نداری

گمـــــــشده :) ۱۲ آبان ۹۴ , ۲۱:۳۲
رسوندن خرج خیلی سخته..خیلی..

خیلییی

واقعا آقایون از این نظر خیلی مظلومن. باید کلا جون بکنن واسه پول درآوردن...

آره ...

شباهنگ (تورنادوی سابق) ۱۲ آبان ۹۴ , ۲۲:۱۳
اون ورا مسکن مهر پیدا نمیشه؟ :))))


یاد یکی از فامیلامون افتادم که اجاره نشین بودن
دختره وکیل بود
پسره استاد دانشگاه
فازشونم این جوری بود که خونه ویلایی اجاره میکردن
نمیخردناااااا
اجاره میکردن و خوش بودن
بچه هم ندارن
کلاً در زمان حال می زی اند!!!

خب هر کسی هر جایی زندگی نمیکنه

خب ازدواج نمیکنم چه کاریه :دیی 
یک دیگه هم بدبخت نمیکنیم :دیییی 


شباهنگ سلام مسکن مهر که کاملا با قوطی کبریت هیچ فرقی نداره بنظرمن :)))
بعد چرا اونوقت تعطیل کردی ؟:)
امتحانات ؟

چه ربطی داره!

دخترا هم دغدغه های خودشون رو دارن مهندس!
بیستم مهر عروسی یکی از دوستای نزدیکم بود,باورت میشه تا یه هفته قبل از عروسیش هنوز پرده ی خونه رو سفارش نداده بود!
خیلی استرس داشت طفلی
میگفت کاش صد میلیون پول داشتم و با خیال راحت,هرچی دلم میخواست و لازم داشتم می خریدم
و من واقعا نمیدونم برای خریده جهیزیه,چه مقدار پول باید داشت!

اونو باباش میده. خودش که نمیده

ربطش اینکه دیگه خونه نمیگیره :)))))
شوخی بود ولی من خودم خدا رو شکر از خودم خونه دارم بهش میگم خونه اجاره نکنه :))

خب اگه باباش داشته باشه که آره,اما اگه نداشته باشه دختره باید جلو شوهرش و فامیلش خجالت بکشه!
پسرا هم همینطور,اگه باباشون پول داشته باشه که بهشون میده و خونه میگیره براشون اما اگه باباشونم نداشته باشه,به نظرم بهشون فشار میاد
تقریبا تو یه شرایط برابر هستن

پسرا که همه از باباشون پول نمیگیرن!

 پسرایی که بدون پشتوانه باید خونه بگیرن یا بخرن خیلی گناه دارن
مگه چقدر حقوقشونه .ولی دخترام عین خیالشون هست که.نمیگین میرن بیرون بایدچی بپوشن؟خرج کردن خودش دغدغه داره

درسته ولی دغدغشون اندازه پسرا نیست



آدرستو بذاررررر

مداد رنگی ۱۲ آبان ۹۴ , ۲۳:۳۹
به نظرم وضعیت زندگیه پزشکا خیلیم خوبه باران :/
غذای چی چی میدادین بهشون اونوقت؟!
یه زمانی بود پول جهازی که دختر می آوردو کل خرج و مخارجه پسر با خونه و عروسی و سرویس همون حدودا میشد الان خدایی شرایط برای پسرا خیلی سخته..دختر جاهاز کاملم بیاره باز به اندازه یه گوشه از خرجایی که پسر به گردنشه نیست...همینه که زن نمیگیرن دیگه...بنده های خدا چرا بگیرن؟ 

آره الان واقعا خرجا شکن شدن:(

مداد رنگی ۱۲ آبان ۹۴ , ۲۳:۴۹
دخترا هم همه شون بابا ندارن مهندس!

کلی گفتم.کیسای خاص نگفتم وگرنه یه پسرام خرج خانوادشونم 

میدن
بحثم کلی بود

اسی بولیده ۱۲ آبان ۹۴ , ۲۳:۵۷

دغدغه های 1مرد،دغدغه زنش هم هست

شاید حتی خیلی بیشتر از مرد!

چون کاری از دستش برنمیاد و فقط میشینه غصه جیب خالی شوهرش و میخوره

شرمندگیش مال کیه؟

اسی بولیده ۱۳ آبان ۹۴ , ۰۰:۳۸

بحث شرمندگی نیست!

شما میگین دختر که باشی راحتی عین خیالت نیست!

خواستم بدونین اگه زن و شوهر شریک زندگی همدیگه هستن ، شریک شادی و غم همدیگه هم هستن! شریک مشکلات و دغدغه های همدیگه هم هستن ، که اگه نباشن باید فاتحه این زن و شوهری رو خوند

اگه هرکی فقط به فکر خودش باشه دیگه ازدواج چه معنایی داره؟؟

نگرانی و شراکت تو غصه یه چیزه. این که این بار به دوش شما باشه یه چیز دیگه است

من دخترم رفع نیازهای مادی بوسیله خودم خیلیم برام مهمه و وقتایی که پول ندارم اصلا راحت نیستم
پسر که باشی فکر میکنی دخترا بخور و بخوابن...

الان تو این فکر بودی خونه بخری؟پول رهن جور کنی؟ینا با نیاز مادی مقیاسشون خیلی متفاوته. ا

قیمتا سربه فلک کشیده همه چی گرون شده قبول دارم برای اقایون واقعا سخته مسوولیت زندگی وخرج خونه رو دوششون هست الان دیگه با این وضع زن ومرد باید پا به پای هم کار کنند وزن هم گوشه ای از زندگی رو  به عهده بگیره .بعضی خانوما نمیدونند یه هزار تومنی با چه جون کندنی درمیاد وبه شوهرشون مثل یه عابربانک نگاه میکنند که فقط پول دربیاره چجوریش مهم نیس مثل زن دایی ام  که با خواسته های غیرمعقولش دایی ام بنده خدا همیشه چک داره حالا خداروشکر وضعش خوبه کاری کرد که سنگ نمای خونش رو بره از چین بیاره تازه خانوووووم پسند نکردن دوباره رفت سفارش دادو کلی هزینه رو دستش گذاشت دایی ام شده غلام حلقه به گوش که فقط به خاطر دوتا بچش که کنکوری هس کوتاه میاد و صبوری میکنه افسرده شده :((
مستر یه نصیحت خواهرانه از من به شما :زیادی نباید لی لی به لالای زن گذاشت ورو بهش داد بعضیا جنبه محبت واحترام رو ندارن فکر میکنند خبریه!!!

والا چی بگم

بستگی به منطقه داره اگه زیتون و کوروش کیانپا س دنبال خونه گشتین خوب معلوم گرون این قسمتا

سمت گلستان مخصوصا خ روبرو بیمارستان قیمتا بد نیستش

خب اونجاها نمیره

یعنی تو هیچ زنی رو سراغ نداری که بدون مرد باشه( شوهر پدر برادر) و دنبال خونه خریدن و رهن و اجاره باشه؟

 من خیلیارو سراغ دارم ..

خیلی کممممم!! به ندرت


سلام به مستر نیما :)
و با اجازه مدیر وبلاگ:)
سلام به مداد رنگی :)پزشکا درسته وضعیت مالیشون خوبه و این توش شکی نیست :)
وی پزشکای که مستاجر ما بودند کلا چه خانوم و چه آقاهاشون شیفت بودند وقتی میرسیدن خونه هاشون خسته و کوفته بودند برای همین مادرم میگفت اینا خسته ان گاهی وقتا حتی خانوم هاشون یادمه یه زمانی باردار بودند و چون خارج 
از شهر محل سکونتشون بدور از خونواده هاشون بودند مادرم یادم نمیره بازم براشون غذا میپخت و میداد به ما که 
براشون ببریم :)
هر غذایی که خودمون معمولا میخوردیم یا غذاهای محلی مون هم ،  مادر میپخت و میداد به مستاجرهامون :)
یا حتی وقتی خانوم های مستاجرهامون اوایل آشپزیشون بود و معمولا غذاها کاملا میسوخت و بوی سوختگی غذا
تموم خونه رو میگرفت مامان من حتما برای اون مستاجر غذا میبرد :)
مستاجرا اغلب به مادرم میگفتند :مادر یا حاج خانوم و حتی اگر دعوای خانوادگی بین خودشون پیش می اومد 
برای حل مشکلات زندگیشون می اومدند پیش مامانم که واسطه بشن اینا رو آشتی بدن چه آقایون شون چه خانوم هاشون :)
یادش بخیر...
هر سوالی  باشه در خدمتتون هستم :)
ممنون.

+ببخشید آقا نیما مبحث من طولانی شد و شد محل ثبت خاطرات مستاجران و صاحبخونه ها :)
ممنون
دختر هم باشی مهمه... واقعا مهمه !
متاسفانه خیلی از دخترها متاهل نمیشن و خیلی هام که میشن اگه بخوان خونه شون بهتر باشه و به همسرشون فشار نیاد باید خودشونم کار کنن و برای رهن خونه یا خریدش پول بذارن ... 
من که اصلا نمیتونم تصور کنم شوهر تنها وظیفه ی گرفتن خونه و پرداخت هزینه ش رو داره

ای بابااااا ....

مداد رنگی ۱۳ آبان ۹۴ , ۱۸:۱۱
ﺗﻮ ﻏﻠﻂ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺩﻝ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺒﺮﯼ ،
ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺁﯾﻨﻪ ﺭﺍ ﻏﺮﻕ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﺑﺒﺮﯼ ،
ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﺭ ﻣﻦ ِ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ،
ﮔﻮﺭ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻏﻮﺍ ﺑﺒﺮﯼ ،
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﺍﺩ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﮐﻪ ﮐﻨﯽ ﻣﺠﻨﻮﻧﻢ ؟
ﺑﻪ ﭼﻪ ﺣﻘﯽ مثلا ﺷﻬﺮﺕ ﻟﯿﻼ ﺑﺒﺮﯼ ؟
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍصلا ﭼﻪ ﮐﻪ ﻣﻬﺘﺎﺑﯽ ﻭ ﻣﻮﯼ ﺗﻮ ﺑﻠﻨﺪ ؟
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﺮﺍ ﺗﺎ ﺷﺐ ﯾﻠﺪﺍ ﺑﺒﺮﯼ ؟
ﮐﺒﮏ ﮐﻮﻫﯽ ﺧﺮﺍﻣﺎﻥ ، ﺳﺮ ﺟﺎﯾﺖ ﺑﺘﻤﺮﮒ !
ﻫﯽ ﻧﺨﻮﺍﻩ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺻﯿﺎﺩ ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺑﺒﺮﯼ ،
ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭ ِ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﯿﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ !
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭘﻠﮏ ﻧﺒﻨﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺎ ﺑﺒﺮﯼ !
ﻟﻌﻨﺘﯽ ، ﻋﻤﺮ ﻣﮕﺮ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﺁﻭﺭﺩﻡ ؟
ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻭﻋﺪﻩ ﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺒﺮﯼ ؟
ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﻣﺎﻝ ﺗﻮ ، ﻭﺭﺩﺍﺭ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮔﻢ ﺷﻮ !
ﺑﻪ ﺩﺭﮎ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺒﺮﯼ ﯾﺎ ﺑﺒﺮی


من نفهمیدم,شاعر داره صمیمانه به معشوقه ش فحش میده؟یا با فحش داره قربون صدقه ش میره؟!!!:-)

شاعر کلا بی اعصابه:))))))

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

سلام به همگی

راستش مساله پول دراوردن تو دنیای امروز دغدغه همه است

حتی من که  تو خونه پدرم هستم و به ظاهر هیچ احتیاجی به پول در آوردن ندارم وقتی به آینده فکر می کنم میبینم من مردادی خیلی خرج ها دارم که  دلم می خواهد خودم از پسشون بربیام

اینطوری  حس مستقل بودن می کنم حتی اگه شوهر نداشته باشم

پس میبینید مستر خان ما دخترها هو دغدغه پول دار بودن را داریم

یه چیزی تو حاشیه: ******* ** ****ش که وارد خانواده بشه فکر میکنه همه دارایی اون خانواده مال اوست و تازه دیر رسیده سروقتش و اگه خواهر شوهر مثلا یه چیزی بخره ایشون باید دو تا حتما بخرند و فکر می کنه  پدر شوهرش رو گنج قارون نشسته و گاهی به سرش میزنه همه لباس هاشو یک بار مصرف بپوشه و اصلا هم کهنه بچه نمیشوره

:////////////

آدم نمیدونه به این جور زن ها چی بگه واقعا

انگار همه عقده های دوران مجردیشون را می خواهند یکجا تو خونه شوهر جبران کنند!!!!!!

توروخدا دخترها اینطوری نباشید.پول شوهر که غذا نیست انقدر اصرافش نکنید.بیچاره اونها هم بابتش زحمت می کشند و همینطوری که  پیدا نکردند.

دیگه ببخشید دلم پر بود از بعضی مسایل این پست هم سبب خالی شدن گردید.

ممنون بابت مطالب اجتماعی و خوبتون مستر خان

دلت پره ولی غیبت و حسودی ممنوعه

کبری ناصری ۱۳ آبان ۹۴ , ۱۹:۵۷
با مهربان موافقم به جای جمله من مردادی میشه من اسفندی!
از نزدیک هم رفتار این مدل ادمها را حس کردم !!
دختری که تو عقده بزرگ نشده باشه شوهر و وسیله ای برای جبران عقده هاش نمیدونه.خواهرای من به واسطه ی شغل پدرم تو رفاه بودن اما ما حتا تا بعد از عقد نمیدونستیم اقایون داماد از خودشون خونه دارن یا نه و یا حتا توانایی رهن و اجاره ی یه خونه ی معمولی رو!!الان هم هر دو آپارتمان 70 متری در یه منطقه ی متوسط دارن.بستگی به دید طرف داره که از اول همه چی و کامل و بی نقص نخواد.این نوع کمال گرایی اسیب زنندس و اذیت کننده.
من یکی از خواننده های وبلاگ شباهنگ هستم. گفتم شاید باز وبلاگشو تعطیل کرده اومده تو قسمت کامنت های شما پست می نویسه اومدم اینجا! این پست رو دیدم و نتونستم کامنت نذارم!

این حرف شما برای خانواده های سنتی درسته که توش وظیفه ی مرد پول در آوردنه و وظیفه ی زن کارهای داخلی خونه. اگه پول نباشه مرد شرمنده می شه و اگه غذا بسوزه زن. ولی الان خیلی خیلی از خانواده ها این جوری نیستن و زن هم درست مثل مرد سعی می کنه پول در بیاره و پول در آوردن رو وظیفه ی شوهرش نمی دونه و مرد هم کارهای خونه رو وظیفه ی زنش نمی دونه. کما این که به نظر من کلا "تقسیم وظایف" باعث فاصله افتادن بین دنیای زن و شوهر میشه. خلاصه شما می تونید انتخاب کنید، اگر این تقسیم وظایف سنتی رو منصفانه نمی دونید که پول در آوردن وظیفه ی شوهر باشه، خب می تونید خانواده ی غیر سنتی تشکیل بدید.

اولی رو ترجیح میدم

مداد رنگی ۱۳ آبان ۹۴ , ۲۳:۵۷
ای باااااابا,
یجوری میگن خانوما کم توقع باشین و هزارتومن به سختی در میاد و مردا گناه دارن و زندگی سخته و الخ!آدم تصورش از همسره آینده اش از یه مرده قوی و جنتلمن که دنیا رو بپاش میریزه,به یه مرده لاغر مردنیه طفل معصوم که جیییییگره آدم از تماشاش آتیش میگیره,تقلیل پیدا میکنه
والله:-)
بذارین تصورات فانتزیه آدم,همچنان شیک بمونه:-)
مداد رنگی ۱۴ آبان ۹۴ , ۰۰:۱۷
من فکر میکنم غیر از یه مورد که خودشون اشاره کردن,دیگه هیچ خانومی حاضر نیست کهنه ی بچه بشوره:-)
پس بابای بچه چیکاره س واقعا؟!!!!!!!!!!!
مامانش بدنیاش بیاره,مامانش شیرش بده,مامانش حمومش کنه,پوشکشو عوض کنه,تر و خشکش کنه,خب بابا هم باید چند قلم چیز میز بخره که بچه فکر نکنه شوهر ننه بالاسرشه دیگه:))))))
تازه خوده آقای بابا هم اینجوری احساس پدرانه تری پیدا میکنه,والله:-)

خط آخر:خیر!!!!