ساحل افکار

۳ مطلب در آبان ۱۳۸۸ ثبت شده است

دوستان عزیز برای این پست جوابیه شعر کوچه (فریدون مشیری)، که خانم هما میرافشار سرودن رو انتخاب کردم. امیدوارم که خوشتون بیاد   بی تو طوفان زده دشت جنونم ... صید افتاده به خونم .. تو چه سان میگذری غافل از اندوه درونم.... بی من از کوچه گذر کردی و رفتی... بی من از شهر سفر کردی و رفتی... قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم... تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم... توندیدی... نگهت هیچ نیوفتاد به راهی که گذشتی.. چون در خانه ببستم ... دگر از پای نشستم.. گوییا زلزله آمد.. گوییا خانه فروریخت سر من... بی تو من در همه شهر غریبم… بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی... برنخیزد دگر از مرغک پربسته نوایی... تو همه بود و نبودی … توهمه شعر وسرودی... چه گریزی زبر من که ز کویت نگریزم... گر بمیرم ز غم دل با تو هرگز نستیزم… من ویک لحظه جدایی... نتوانم نتوانم… بی تو من زنده نمانم                           هما میر افشار پ.ن : دوستان عزیزی که سوال کرده بودن شعر اشکان و رها سروده خودم بود و دوستی که  اجازه استفاده خواسته بود لطفا با ذکر نام  وبلاگ استفاده کنید پ.ن .2: ممنون از همه دوستانی که بمن لطف داشتید پ.ن.3 : از دوست گل و بسیار عزیزم (س.س  ....سایه ها) میخوام تشکر کنم چون شاید اگر اون نبود این وبلاگ هم نبود(همیشه به یادت هستم)
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۸۸ ، ۰۷:۴۷
مستر نیمــا