ساحل افکار

۱۰ مطلب در مهر ۱۳۹۵ ثبت شده است

از اون دسته آدم هایی هستم که تو ابزار فروشی که میرم کیف میکنم!!!! یعنی هر کی منو دوست داشته باشه واسم یه سری آچار و وسیله بگیره از همه چی بیشتر خوشحالم میکنه. البته از جنس خوبش که خبگرونم هست:دی ی ی ی ی

اونروز دیدم که عههههه ماشین صورت تراشیم درست کار نمیکنه! خب من از اون دسته آذم هایی نیستم که برم بدمش تعمیر کار. نشستم بازش کردم و فهمیدم مشکلش کجاست. رفتم قطعشو خریدم سه هزار تومن ناقابل و تعمیرش کردم. خیلی هم روون و بی صدا کار میکنه که نگو. اگه میدادم بیرون حداقل 20-30 تومن واسه همین کار ازم میگرفت.

در همین راستا چند وقتی بود ابگرمکن قر میومد و خاموش میشد. خب باز رفتم آبگرمکنو باز کردم و با این که هیچچچچچچچچ سررشته ای در این زمینه نداشتم رفتم سراغ گوگل جونم و آنچه نیاز بود ازش یاد گرفتم و رفتم خودم تعمیرش کردم 

اینقدری کیف میده که آدم از مکانیزم همه چیز سر در بیاره و بتونه دل و رودشو در بیاره و بعد بذاره سر جاش که نگوووو

یه بار یه جای یونیت دندون پزشک که مشکل داشت. همینجوری از سر فضولی بازش کردم و گفتم فوقش یکی میاد درستش میکنه. در کمال ناباوری فهمیدم ایرادش از کجاست و به راحتی با تعویض یه قطعه درست شد. و چشمای یه سریا 4 تا شد:دی

ناگفته نماند من عاشق مکانیکی هم بودم. بعنی دوست داشتم یه زمانی برم کل دل و روده یه ماشینو بریزم پایین و بعد سر همش کنم. حیف که هیچ وقت فرصت نشد برم سراغش

اگه یه روزی برگردم به انتخاب رشته کنکور، اگه نرم تجربی تو ریاضی قطع به یقین مکاترونیک رو انتخاب میکردم و میدونم که میترکوندم توش!

حبف این استعدادهای بی پایان من که همشون حروم شد:دی (نوشابه خانواده باز کردم. بفرمایید زیاده :)))))

۲۹ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۵ ، ۲۲:۴۱
مستر نیمــا