ساحل افکار

با شعر

سه شنبه, ۹ تیر ۱۳۹۴، ۰۴:۰۹ ب.ظ

نازکن، عیبی ندارد، نازنین تر می شوی

                                                              با غم این روزهای من عجین تر می شوی

آتشی هستی که وقتی گر بگیری در دلی

                                                              از دل آتشفشان هم آتشین تر می شوی

لحظه ی لبخند، مانندِ... شبیهِ.... مثل یک...

                                                              وای من ... اصلن ولش کن... نقطه چین تر می شوی

خنده وقتی روی لب های تو جا خوش می کند

                                                              باز هم از آنچه هستی دلنشین تر می شوی

شیک می پوشی و زیبایی فراوان می شود

                                                              بین اول های دنیا اولین تر می شوی

گرچه من با نازِ چشمانِ تو ویران می شوم

                                                              ناز کن، عیبی ندارد ، نازنین تر می شوی

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۴/۰۴/۰۹
مستر نیمــا

یک جرعه غزل

اقای خیلی منطقی،( عمو نیمای سابق)
لطف کن شعر که میذاری اسم شاعرش هم بذار....

متاسفانه اسم شاعرشو نمیدونم برای همین نذاشتم

❀◕ ‿ ◕❀ zizigolu ۰۹ تیر ۹۴ , ۱۶:۴۰

لعنتی! میخواهمت این بار جور دیگری
هر نفس باشی کنارم محرم و بی روسری


تارو مارم کرده ای با فرم و چال گونه ات
لا به لای خنده ات چنگیز را می آوری


چشم عسل! لبهاعسل!پیراهنت ظرف عسل
بس که شیرینی عزیزم قند بالا می بری


من پر از پاییز زردم،برگ ریزانی کبود
لحظه لحظه در دلم آغاز یک شهریوری


مطمئنا سرنوشت یخ کنار آتش است 
دختر گرم جنوبی پیش مرد آذری


من که با قول و قرارت دلخوشم ، یادت که هست؟
 زیر باران!...
گل خریدی!؟...
این هم از یادآوری


زندگی را باختم وقتی نگاهت خیس شد 
دختری بر روی شیشه ضربه زد "گل می خری؟"


از نگاه عاشقت فهمیدم از جنس منی
دسته دسته گل خریدی گفتم از من بهتری


میشوی اعضای من وقتی بنی آدم شوم
آفرینش نذر چشمانت شدیدا گوهری!


قبل تو هر کس که آمد خاله بازی کرد و رفت!
لعنتی !میخواهمت این بار جور دیگری

فوق العاده زیبا بود. خیلیی

حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم
آخ ... تا می بینمت یک جور دیگر می شوم

با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند
یاسم و باران که می بارد معطر می شوم

در لباس آبی از من بیشتر دل می بری
آسمان وقتی که می پوشی کبوتر می شوم

.
.
.

مهدی فرجی

عالیییی بود

❀◕ ‿ ◕❀ zizigolu ۰۹ تیر ۹۴ , ۱۶:۴۸
آذری نیستی مستر،نه؟!
مرده توی شعر آذریه چون!

خیر. بنده اصفهانیم

ساکن اهواز

❀◕ ‿ ◕❀ zizigolu ۰۹ تیر ۹۴ , ۱۶:۵۴
اینو که خودمم میدونم
منظورم ماهش بود :|

سوالی که پرسیدین همین بود!! آذری هستی؟ خب وقتی اصفهانیم آذری نیستم دیگه!!

منظورتونم متوجه نشدم باز!

مستر! شما آذری نیستی, شما مردادی هستی
مثلا من اردیبهشتی!!!
روزه بد جوری اثر کرده هااااااااااااااااااااااااااا

آها حالا گرفتن:)))))))


بدجوررررررر

❀◕ ‿ ◕❀ zizigolu ۰۹ تیر ۹۴ , ۱۷:۲۶
منظورم این بود که آذر ماهی هستین؟! 
خیلی روزه ای مستر :) خدا بخیر بگذرونه تا آخر ماه رمضون معلوم نیست چی بشی!

خب الان من کلا تعطیلم از گرسنگی

چشم مست یار من میخانه می ریزد بهم
محفل مستانه را رندانه می ریزد بهم
دل پریشان میکند امواج گیسوی نگار
تا که موی آن پری بر شانه می ریزد بهم
قطره اشکی که می غلتد ز چشمانش به ناز
از تاثر مرغ دل را لانه میریزد بهم
ای دل آن نا مهربان گر مهربان گردد به من
از نشاط خاطری دنیا نمی ریزد بهم
خاطر مجموع یاران را به بزم اهل دل
نا سپاسی های آن بیگانه می ریزد بهم
روی آسایش ندیدیم از ریاکاران دهر
عیش ما را سبحه صد دانه می ریزد بهم
نازک است از بس نکویی رشته آرامشم
با نسیم بال یک پروانه می ریزد بهم



+شاعر: فیض اله نکویی
+فکر کنم شاعر اصفهانی هستش باز دقیق نمیدونم

مرسی.شعر قشنگی بود

باشه خب...
پس لطف کن شعرای مجهول الهویه رو نذار....
خب شاید یکی دوست داشته باشه بقیه ی شعرای اون شاعره رو بخونه خب....
با تشکر از اقای منطقی ( عمو نیمای سابق )

چون اسم شاعرش نیست کلا صورت مسئله رو پاک کنیم؟؟؟

فعلا از همین شعر لذت ببرید تا بقیه شعراش

انتخاب زیبایی بود 
مردادی هستی واقعا؟

بله مردادیم

خیلی زیبا بود 
مثل اینکه شما خیلی شعر دوست دارین تا حالا شده خودتون هم شعر بگین؟ 

بله. تو وبلاگ قبلیم میتونید شعرای خودمو بخونید.البته اوناییش که پاک نشده

نه پاک نکن بشین مسیله رو حل کن ببین میتونی حدس بزنی شاعرش کیه یا نه....
ای بابا....

خیر! اصلا بیاین یه کاری کنیم شعر از من پیدا کردن شاعرش از شما :دی

ای بابا ! از وقتی همسر من مردادی شد ما هرکیو دیدیم مردادی بود! :))))

+کلا مردادی ها خیلی آدمای خوبی هستند مثل آبانی ها ! :)))

ما قبل از همسر شما مردادی بودیم:دی

پس بهتره بگین همسرتون مثل من مردادی شد:))))
البتههه

اگر دنیا خزان گردد اسیر غم نمی گردم 
زمین هم آسمان گردد از عشقش کم نمی گردم 

به جز راهش نمی جویم به جز نامش نمی گویم 
به جز او، در پی یاری، در این عالم نمی گردم 

سخنرانی مکن جانا که من درمان نمی گیرم 
ببین کورم! کرم!، بشنو! که من آدم نمی گردم 

تو شیرینی و من تلخم، تو همراهی و من هرگز 
برای هیچکس جز او، دمی همدم نمی گردم 

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی 
ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم 

چه شیرین است اندوهش، غمش، دردش، جراحاتش 
شفایم را نمی خواهم پی مرهم نمی گردم 

تصور می کنم امشب که می میرم در آغوشش 
وز این آغوش تمثالی جدا یک دم نمی گردم 
شاعر:محسن نظری 

ممنون

جهان چیزی شبیه موهای توست ،
سیاه و سرکش و پیچیده
خیال کن چه بی بختم من!
که به نسیمی حتی
جهانم آشوب می شود...


کامران رسول زاده

مرسی

مسئلتن یا شیخ!!!
چه جوری از بلاگ بک آپ بگیریم؟
اون بایگانی آرشیو, کده آخه!!!!

فعلا موقتا غیر فعاله.قراره فعال بشه

خب منم مردادیم ، شما مردادی ، همسر الانور مردادی. پس مرداد الانور برا هممون کادو میگیره و زحمت جشن تولدو میکشه :دیی

عهههه؟کلا مردادیا خعلی خوبن:دی

نیمه سیب سقراطی ۱۰ تیر ۹۴ , ۱۷:۲۷
خیلی قشنگ بود ، خیلی خیلی ی ی ی ^_^

:دی

بی نهایت زیبا بود
لذت بردم....
مرسی...

خواهش

عه چقد حرف ماه مردادِ... :))

مردادیا فوق العاده ن محشر.. :دی

:))

چقد زیبآ بود ..

مرسی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">