ساحل افکار

کلا تو رانندگی رفتارم پرخطره:))) خب چیکار کنم سرعتو دوست دارم. بعد یه مرام رانندگی هم دارم (که البته میون یه سری از راننده ها مشترکه) این  که وقتی پلیس میبینم واسه روبروییا چراغ میزنم که پلیسه حواسشون باشه جریمه نشن. کلا وقتی یکیم به خودم اینجوری اطلاع میده کیف میکنم

خلاصه اینکه شما هم سعی کنید مرام داشته باشید

۲۹ نظر موافقین ۷ مخالفین ۵ ۱۳ آذر ۹۵ ، ۱۸:۰۹
مستر نیمــا

مثل حس خوردن یه چای داغ وقتی که از سرما یخ کردی

۱۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۵ ، ۲۰:۲۴
مستر نیمــا

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

                                 یادم از کشته ی خویش آمد و هنگام درو

امروز این بیتو شنیدم و یادم انداخت که چقدر از عادت های روزانه ام فاصله گرفتم. حتما میخواید بگید چه ربطی داره؟ خب اول اینکه شعره و بعد این که هر روز یه برنامه جدید میچینم. فعلا که خیلی از وقتمو تمرین های تیر اندازی میگیره و بعدشم شنا. فکر کنم روزی نیم تا یک ساعتم جفنگیات شبکه های اجتماعی رو بالا پایین میکنم( دقت کنید وبلاگو جزو جفنگیات حساب نکردم!!) دیگه یه تایم شام و استراحت باید بخوابم و فردا صبح، دیگه از برنامه های یوژوال پیاده روی توی ساحلی و شعر خوندن و وبلاگ خونیم خبری نیست. چند وقته حوصله وبلاگم ندارم. بعضی وبلاگ های خاص رو فقط خوندم. نمیدونم همه هم یه چیزیشون شده شونصد خط پست مینویسن! یکی نیست بگه خب این همه رو کی حال میکنه بخونه؟

اونجاس که شاعر میاد میگه کم گوی و گزیده گوی چون در (لعنت به اون یارویی که اینو ورداشت تو اون شوی طنز مسخره کرد و الان هر وقت میخوام اینو بگم اون تیکه رو تو اون طنزه میاد تو ذهنم) داشتم میگفتم که چرا اینقدر طولانی مینویسید خودم دچارش شدم به همین خاطر بقیشو نمینویسم!!

ولی خب حالا که دارم مینویسم حس میکنم دلم واسه دوستای قدیمیو اینجا تنگ شده:دی

ربط عنوان و متنم دیگه خودتون بهتر میدونید!

۱۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۵ ، ۲۲:۵۲
مستر نیمــا

رای آوردن ترامپ نشون داد همه جای دنیا خر پیدا میشه و جالب تر از اون اینکه دقیقا با همون متد احمدی نژاد رای جمع کرد و رای آورد و البته از یه جهت خوبه. بعد 4 سال دیگه ما هم میریم باهاشون هم دردی میکنیم که فکر کنید ما 8 سال چی کشیدیم

نمیدونم چه بلایی سر ما میاد ولی خب فعلا که یه کله خر پیدا شده از طرف آمریکایی ها. ما هم که خب کم نداشتیم تو این مقوله. حالا چه شود خدا میدونه. یه دوسالی بود یکم روی آرامشو به خودمون دیده بودیم باز دوباره باید بیفتیم تو حول و ولا

یعنی فقط منتظرم ببینم درباره برجام چیکار میخواد بکنه. واقعا دوباره حوصله تحریم و نوسانات بازارو ندارم

البته امثال شریعتمداری که الان یه جاییشون عروسیه. از فردا دوباره بوق آمریکا ستیزیشونو کوک کنن و بگن دیدن ما گفتیم. ببین اونا چقدر بدن و ما خیلییییییییی خوبیم .عوق!


۱۵ نظر موافقین ۶ مخالفین ۴ ۲۰ آبان ۹۵ ، ۲۰:۱۲
مستر نیمــا

کسی که تنهایی اذیتش نمیکنه، یعنی خیلی وقته آب از سرش گذشته!!


۱۹ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۵ ، ۱۷:۳۴
مستر نیمــا

یک روز از پدرم پرسیدم فرق بین عشق و ازدواج چیست؟ 


روز بعد او کتابی قدیمی آورد و به من گفت این برای توست. با تعجب گفتم : اما این کتاب خیلی با ارزش است،  تشکر کردم و در حالیکه خیلی ذوق داشتم تصمیم گرفتم کتاب را جایی دنج بگذارم تا سر فرصت بخوانم.

چند روز بعد پدرم روزنامه ای را آورد، نگاهی به آن انداختم و بنظرم جالب آمد که پدرم گفت این روزنامه مال تو نیست، برای شخص دیگریست و موقتا میتوانی آن را داشته باشی، من هم با عجله شروع به خواندنش کردم که مبادا فرصت را از دست بدهم،

 در همین گیر و دار پدرم لبخندی زد و گفت : حالا فهمیدی فرق عشق و ازدواج به چیست؟ در عشق میکوشی تا تمام محبت و احساست را صرف شخصی کنی که شاید سهم تو نباشد اما ازدواج کتاب با ارزشیست که به خیال اینکه همیشه فرصت خواندنش هست به حال خود رهایش میکنی


البته بهتره برگردیم اول و به جای عشق، عشق های امروزی یا دوست دختر یا دوست پسر بنویسیم!!!!

۱۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۵ ، ۲۲:۰۲
مستر نیمــا

با یه سرویس کمپانی قرار داشتیم فلان ساعت بیاد دنبالمون بریم از سایتشون بازدید کنیم. دو بار بود که به دلایل مختلف روز بازدیدو عوض میکردیم. چون هوای اهواز گرد و غبار بود صبح به همکارا گفتم بریم یا نریم؟ خودم چون تاریخ و ساعت ست کرده بودیم حاظر بودم برم! ولی اونا هیچی نگفتن تا نیم ساعت مونده به قرار بعد گفتن نه بندازیم یه روز دیگه. خب زنگ زدم که دنبالمون نیاید و بذارید واسه یه روز دیگه و معذرت خواهی کردم که بدقولی شد. بعد همکارام که شنیدن میگفتن چرا معذرت خواهی میکنی. گفتم خب چون قرار داشتیم و من از بدقولی بدم میاد. درسته اونا باید به ما خدمات بدن ولی خب من دوست ندارم وقتی قول میدم بدقولی کنم. متفق القول میگفتن دوساعتم اگه دم در منتظرشون بذاری نباید اینجوری بگی و معذرت خواهی کنی. یادم افتاد به یه مستندی که چند تا آدم رندم رو انتخاب کردن و یه سری رو زندانی کردن و یه سری رو زندان بان! اول هم همه با هم دوست بودن بعد مشاهده کردن اونایی که در کسوت زندان بان هستن از چیزی که بهشون گفتن  دستور دادن بیشتر سخت گیری میکنن و الکی ابراز قدرت میکنن یا به زندانی ها آزار میرسوندن. ب این که همه این افراد فقط واسه یه تست انتخاب شده بودن و هیچ کدوم مجرم نبودن که زندانی بشن. این ذات خیلی از آدم هاست که وقتی قدرت تو دستشون باشه جنبه داشتن اون رو ندارن و استفاده ابزاری میکنن ازش. چیزی که امروزه بر سر ما هم اومده. کسی که جنبه لازم رو ندارن گذاشتن وزیر نفت! هر روز یه گند جدید میزنه و عملا داره استفاده ابزاری میکنه از قدرتش.کسی هم نمیتونه بهش بگه بالای چشمت ابرو

۱۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۵ ، ۱۵:۰۵
مستر نیمــا



۱۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۳:۰۱
مستر نیمــا