ساحل افکار

مثل وقتی پست مینویسی و بعدش پاکش میکنی!!!

یاد ایامی....

چند وقته شعر نخوندم...

یاد شب شعرا بخیر 

طرف داشت دروغ میگفت.اصلا از من نپرسید کجاییم!! بعد گفت طرف تهرانیه اینجاست میخواد بره

بعضی شغلا با دروغ آمیخته و حتی ساخته شده!!!

امان از این مشاور املاکی ها. امان....

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۶ ، ۰۱:۴۰
مستر نیمــا

حالشو ببرید ^_^

مستر همچنان ... :دی

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ مرداد ۹۶ ، ۱۸:۰۵
مستر نیمــا

اینقدر سرم شلوغه و گرفتار شدم که مدت های مدیدیه اینجا داره خاک میخوره

امیدوارم بتونم این مرحله رو با موفقیت طی کنم تا یه نفس راحت بکشم

دردسری داریمااااا با این متاهل شدن :دی

آقا مجردی خعلی راحته راححتتتت :دی


اهواز 3 هفته مداومه دما بالای 50 درجه اس! حالا نه تنها گرم بود! خاکم اضافه شد تا ثابت کنه همیشه از این بدتر هم میتونه باشه!!!!  هر روز بدتر از دیروز 


۹ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۲۳
مستر نیمــا

ﺳﺮ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﻧﮕﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﮔﺮﻭ ﺑﻮﺩ ﺳﺮﻡ

                                                       ﺗﻮ ﺷﺪﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﭘﯿﺮﯼ ؛ ﭘﺴﺮﻡ

ﺗﻮ ﺟﮕﺮﮔﻮﺷﻪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺷﯿﺮ ﺑﺮﯾﺪﯼ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ

                                                       ﻣﻦ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺟﮕﺮﻡ

ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻧﺮﺍﻧﺪﻡ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻫﻮﺳﯽ

                                                       ﻫﻮﺱ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﺍﻧﻪ ﺳﺮﻡ

ﭘﺪﺭﺕ ﮔﻮﻫﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺭ ﻭ ﺳﯿﻢ ﻓﺮﻭﺧﺖ

                                                       ﭘﺪﺭ ﻋﺸﻖ ﺑﺴﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ ﭘﺪﺭﻡ

ﻋﺸﻖ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﮔﯽ ﻭ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﻫﻨﺮ

                                                       ﻋﺠﺒﺎ ﻫﯿﭻ ﻧﯿﺮﺯﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺳﯿﻢ ﻭ ﺯﺭﻡ

ﺳﯿﺰﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ

                                                       ﻣﻦ ﺧﻮﺩ ﺁﻥ ﺳﯿﺰﺩﻫﻢ ﮐﺰ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﻡ


ﺗﺎ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻭ ﺩﺭﺵ ﺗﺎﺯﻩ ﮐﻨﻢ ﻋﻬﺪ ﻗﺪﯾﻢ

ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪﯼ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﮔﺬﺭﻡ ...


۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۶ ، ۱۶:۴۳
مستر نیمــا

خداییش شعر سپیدم گند زده به اسم شعر! یعنی هر چی نوشته میبینی رو میتونی بگی شعره!

آگهی فروش!

پراید سفید

 فروشی 

قیمت توافقی!!

یا مثلا 

هوا چقدر گرم است!

به کولر نیاز داریم 

بعد یه کتاب واسه همینا تفسیر میکنن:)))))

۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۵۱
مستر نیمــا

در بستر روزه داری افتاده بودم! تا فشاری کمتر متحمل شوم و یا چون روز غیر کاری بود کار دیگری نداشتم.در حالی که گرمی دستانم را حس میکردم پاهایم زیر پتوی مسافرتی نرم و نازکی که رویشان بود یخ کرده بودند. به پهلو چرخی زدم  تا موبایلی که در دست نگه داشته بودم را در کنار بالشم بگذارم و شیرازی تر بخوانم. از تلگرام که بیرون آمدم هوای وبلاگ به سرم زد. وارد شدم. عدد ۷۰ نخوانده بالای صغحه ورودی خودنمایی میکرد. شروع کردم به خواندن. بعد از مدت ها. حس عجیبی بود. غریب و آشنا. انگار چیزی درون رگ هایم جریان پیدا کرده بود مخدر گونه. اولی و دومی را خواندم. سومی اما داستانی بود از کودکی و کینه یکی. نتوانستم بدون نظر از آن بگذرم. نوشتم برایش. در لحظه نوشتن پمپاژ هورمون های لذت بخش را حس میکردم. بعدی را که باز کردم نابودم کرد. یک عکس و یک بیت شعر. آنقدر خاص بود که دوست داشتم بنویسمش. عکسی از زاینده رود خشکیده و دختر پسری که در میانه اش ایستاده و همدیگر را میبوسیدند. عکس با من حرف میزد. یاد لحظه ای افتادم که روی آب بودم. با سرعت پا میزدم و در خلاف جهت حرکت آب دور میشدم بجایی که از همه قایق ها دورتر بودم. جایی که حس کردم شاید دیگر کسی ما را با دقت نگاه نکند. یک آن او را به سمت خودم کشیدم و بوسیدمش بدون خجالت. با لبخند ناشی از رضایت و خجالت روی صندلی اش برگشت و نگاهم کرد و آن لحظه در ذهن من ماند. ولی در عکس آبی نبود.کویر گونه خشک بود آن زنده رود

و زیرش نوشته بود:

 "ای آنکه با بوسیدنت خشکیده شد زاینده رود 

دشت کویر لوت هم ای ناقلا کار تو بود؟ "

شعری که هنگام خواندنش لبخندی رو لب هایم میکاشت. متنی که مرا به نگاشتن واداشت تا یادم باشد که چقدر همه چیز زود گذر است و چقدر از چیزهای کوچک اطرافمان لذت میبریم و نمیدانیم. چقدر نوشتن خوب است و چقدر زود رودی پر آب خشک میشود. فرصت ها میگذرند چون برق و باد 

و چقدر وبلاگی بودن خوب است!

۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۶ ، ۱۱:۴۴
مستر نیمــا

این فایل رو قبلا آپلود کرده بودم برای امشب

میتونم بگم این دعا جزو بهترین و آرامشبخش ترین دعاهایی که خوندم. یه حس خیلی خوبی به آدم میده. مخصوص خلوت کردن با خداست

خیلی دوسش دارم . شبهای قدر حتما بخونید

میتونید دانلود کنید رو گوشیتون اگه رفتین جایی و دعا رو نخوندن خودتون استفاده کنید

فایل صوتی (مناجات امرالمومنین)

متن دعا (متن و ترجمه دعا)


خواستم بگم اگر در کویر دلتان باران گرفت...یادم اومد دل خودم کویره.شاید دل شما همیشه شمالی باشه 

خلاصه کویر دل ما رو از دعاهای بارونیتون محروم نکنید تو شب قدر 

حال خوشتون بعد دعا هم مستدام

انتشار مجدد پست سال قبله.که همین ما را بس

۱۸ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۰۷
مستر نیمــا

یکی از خوبی های مجردیم اینه که هر وقت عشقت کشید، سرتو میذاری روی بالش و فرتی می خوابی

آآآآآآآماااااااا وقتی متاهل شدی و شب مث چی خوابت میومد و قراره با خانومت حرف بزنیو و شب بخیر و این حرفا!! قبلش باید یه جوری بگی که داری میمیری!!

وگرنه اگه یه لحظه چشتو وا کردی و دیدی که صبح شده باید کلی بعدش بابت دیشب منت کشی کنی که چرا یه دفعه خوابت برده :)))))

۲۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱ ۰۴ خرداد ۹۶ ، ۱۱:۴۱
مستر نیمــا