ساحل افکار

در محضر شعر

جمعه, ۱۲ تیر ۱۳۹۴، ۰۴:۵۶ ق.ظ

بی تو من،  ثانیه  تا  ثانیه را پیر شدم 

                                              من همان،کوه  غرورم، که زمین گیر شدم 

مثل پروانه ی بی تاب،  در اندیشه ی نور

                                             با پری سوخته ، از  زندگی ام سیر شدم

گرچه گفتم. که ازاین. عشق،حذر باید کرد

                              خود غریبانه.  به زندانِ تو. .  زنجیر شدم 

نانی از عاطفه دادی. . بمنِ سوخته دل 

                              بر سر سفره ی عشق ِتو  نمک گیر شدم

زیر شمشیر غمت،  رقص کنان باید رفت 

                              من دراین رقص ولی، کشته ی شمشیرشدم

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۴/۰۴/۱۲
مستر نیمــا

یک جرعه غزل

چو نمی توان صبوری ستمت کشم ضروری
سعدی 

:)

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد
ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم
مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت
فرش گسترده و در دست گلایل دارد

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز
ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز
می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها
تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد...



شعر از : سید حمیدرضا برقعی


صبح ادینه تون بخیر :.

بسیار زیبا بود.ممنونم

چرا سمتگر ِ من ستم نکند
جفای او همه کَس کِشد، چرا نکند

ستمگر!


کُشد

:)

مستر جمعه که هست دلگیر که هست این شعرارم که میذارید دیگه هیچی:دی

تقصیر جمعه است که جس شعر میاد

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می کند 
هر دلی را روزگاری عشق ویران می کند 

ناگهان می آید و در سینه می لرزد دلم 
هرچه جز یاد تو را با خاک یکسان می کند 

با من از این هم دلت بی اعتناتر خواست، باش 
موج را برخورد صخره کی پشیمان می کند 

مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرت کِش است 
هرکسی او را به زخمی تازه مهمان می کند 

اشک می فهمد غمِ افتاده ای مثل مرا 
چشم تو از این خیانت ها فراوان می کند 

عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند 
دردِ بی درمانشان را مرگ درمان می کند 

مژگان عباسلو 



عالی بود.بسیار زیباااا

جفا کِشد درسته فکر کنم
همه کس تو اون بیت فاعله
اگه کُشد درست بود, جفا فاعل میشد
http://parsi.wiki/dehkhodaworddetail-681ce1c3bd38445ea990d6ff5b0c1b8f-fa.html

دو روز نیست فرستادیمت بری زبان شناسی ها واسمون دردسر شدی :))))))))

بی برو برقتو بخون :))))))))

تقصیر تو شد شعرم اگر مساله ساز است
زیبایی تو بیشتر از حد مجاز است!
هرچند که پوشیده غزل گفته ام از تو
گفتند به اصلاحیه ی تازه نیاز است!

:)

عالییییی بود.مرسیییی

میدونی که من سلیقه شعریتو خیلی میپسندم
پس بیشتر با خودت شعر بیاور  ای دوست:دی

در خیالات خودم,
در زیر بارانی که نیست…
می رسم با تو به خانه،
از خیابانی که نیست…

می نشینی روبرویم،
خستگی در میکنی…
چای می ریزم برایت،
توی فنجانی که نیست…

باز میخندی و میپرسی:
که حالت بهتر است؟!
باز میخندم ، که خیلی،
گرچه ، میدانی که نیست…

شعر می خوانم برایت،
واژه ها گل می کنند!!!
یاس و مریم میگذارم،
توی گلدانی که نیست…

چشم میدوزم به چشمت،
می شود آیا کمی،
دستهایم را بگیری،
بین دستانی که نیست..؟!

وقت رفتن می شود،
با بغض می گویم: نرو...
پشت پایت اشک می ریزم،
روی ایوانی که نیست…

می روی و خانه،
 لبریز از نبودت می شود…
باز تنها می شوم،
با یاد مهمانی که نیست...!

بعد تو
این کار هر روز من است!!!
باور این که نباشی،
کار آسانی که نیست...! 
زندگی گاه به کام است و بس است…
زندگی گاه به نام است و کم است…
زندگی گاه به دام است و غم است…
چه به کام و
چه به نام و
چه به دام،
زندگی معرکه همت ماست...  
زندگی میگذرد...
زندگی گاه به نان است و کفایت بکند…
زندگی گاه به جان است و جفایت بکند…
زندگی گاه به آن است و رهایت بکند…
چه به نان
و چه به جان 
و چه به آن، 
زندگی , میگذرد...

اون شعر اولیو خیلی دوس داشتم.مرسی

کِشَد درسته
حالا فتحه و کسره هارو گذاشتم مشکلی پیش نیاد تو صحیح خوندنش :)

بعد از مدت ها الان رفتم سر ِ دفترم دقیقش اینه:
چرا ستمگر ِ من با کسی جفا نکند
جفای او همه کَس کِشد، چرا نکند

21 تا بیته این شعر و متاسفانه شاعرشم نمیدونم کیه
یه زمانی با این شعرا زندگی کردم

مرسییی

عاقای محترم خیلی وقته فارغ التحصیل شدم رفت...
به حس شیشمت شک کن.
عمو نیما = موجود اعصاب خورد کن

بسلامتی 

آخه به نوع حرف زدنت نمیخوره
مخصوصا به اون کامنت آخرت!!

با من لج داری حالا هیچ...به کنار...
با خودتم لج داری؟
پست شادت این بود؟
برو همون غمگین باش، نخواستیم...

شعر به این قشنگی!!! چرا خودت پست شاد نمیذاری؟؟

مگه لحن فارغ التحصیلی ها چگونه است؟
این گونه است؟
اها...
اثرات پیریه مادر....
دارم خودمو جوون نشون میدم...
هعی روزگار

اون رفتارای مخصوص اون دانشکده رو میذارن کنار!!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">