ساحل افکار

حبیب است؟

جمعه, ۱۵ آبان ۱۳۹۴، ۰۸:۵۲ ب.ظ

من تو هر چی خوب باشم تو مهمون داری اصلا خوب نیستم! مخصوصا مهمونایی که میان دو سه روز میمونن. خسته میشم ازشون!

حوصله مهمون ندارم خب :||||

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۱۵
مستر نیمــا
الان مهمون اومده براتون؟!:))

اومده بود.خوشبختانه رفت دیگه :دی

شباهنگ (تورنادوی سابق) ۱۵ آبان ۹۴ , ۲۱:۰۸
بستگی به مهمون داره البته!


مثلا اگه به جای حبیب، حبیبه میومد بازم همین نظرو داشتید عایا؟ :دی

نه خب اونجوری میگفتم یه دو روز دیگه بمونه :))))))))

جزعده محدودی که دوست دارم بیان اسم مهمون میاد دلم میخاد غیب شم مهمونم مهمونای قدیم جززحمتوخستگی چیزی بامهمونای امروزی نیست سبزی ندارین بشینم پاک کنم؟دلم پره

:)))))))))

سبزی نداریم ولی اگه پاک شده دارین یکم بما بدین واسه قرمه سبزی

(((((: 
ای اصفهونی :دی

اصلا ربطی به بحث مالی نداره. حوصلشونو ندارم

مهمون اصولا خسته کننده ان.

مهمان گر چه عزیز است اما همچو نفس

خفه میسازد اگر آید و بیرون نرود

من از مهمونایی که سرزده وبدون اطلاع قبلی مخصوصا از راه دور میان یا میذارن ساعت ۱۰شب میان شب نشینی خوشم نمیاد. فکر کن ساعت ۸شب میرسیدن شهرتون قبلش نه زنگی نه خبری !!!! انوقت هول هولکی وبا عجله باید شام تدارک می گرفتیم خب سخته دیگه !!

آره مهمون اینجوری خداییش آدمو اذیت میکنه

خدایی سخته . حق داری))))):
مهمونی باید یه ساعت باشه که ادم حوصلش بگیره

فوقس 3-4 ساعت.نه دو روز :||||

اسی بولیده ۱۶ آبان ۹۴ , ۰۰:۱۳

پس شمام سعی کن فقط 3-4 ساعته بری مهمونی:/

اصل شعر هم اینه:

میهمان گرچه عزیز است ، ولی همچو نفس

خفه می سازد اگر آید و بیرون نرود

آره تو کامنت یکی از بچه ها نوشتمش

:))))))
امروز تولده دخترخاله ام بود,خاله کیک خرید و به صرف ناهار مهمون ما بودن تا عصر,یه کیک و چایی بخوریم و بچه هم دلش خوش بشه
اونوقت حدودای ساعت سه,بابام بیدارم کرد که پاشو عمو اینا واسه شام میان اینجا!
عمو اینا که میگم,بیست و دو نفر مهمون بودن ماشالله
اما خوش گذشت
فقط با اینهمه کاری که امروز انجام دادم و خم و راست شدن و فرمانبرداری از مامان خانوم,دیگه از کت و کول افتادم.تازه الان رفتن

خسته نباشین:دی

مهمونای چند روزه سختن جدا :/

آرههه

فاطمه. مامان دو گل ۱۶ آبان ۹۴ , ۰۸:۳۴
آی گفتی
من عزیزترین مهمون رو هم بیشتر از دو سه روز نمیتونم تحمل کنم
برنامه زندگیم بهم میریزه خب
و از این متنفرم که روتینم بهم بخوره
جدا از اینکه خسته هم میشم خب :))

مهمون فقط چند ساعته اش خوبه

امیدوارم کامنتهام ثبت شده باشه :|

نشده

مهمونای الان که دیگه مهمون نیستن به قول قدیمیا صاب خونن مهندس ، دیگه تو تصمیمات مهم خانواده هم نظر میدن، کلی چارت سازمانیشون تغییر کرده 
وبنابراین من هم به رای اکثریت با حبیب خدا زیاد موافق نیستم 
خداییش حبیب ها یکم  زیادی پروو شدن !!!

:)))))

| پـَـر سـِـهـ | ۱۶ آبان ۹۴ , ۱۲:۵۸
قسمت خوبش وقتیه ک تو ام میری خونشون برا انتقام :))

نه بابا. اهل انتقام نیستیم

سلام 
همیشه نه گاهی وقتا :)
به قول خواهرزاده ام :
مهمون سه روز عزیز است بعد آن گوشتش لذیذ است.
مهمونای گذری که میان خونه فرق میکنه اونا خوبن :)
 ولی مهمونای که میان لنگر می اندازن و کنگر میخورن بدون اینکه صاحبخونه رو همراهی کنند و تو کارا و 
بهش کمک کنند بنظرم حبیب نیستند :))

بیششششششتر وقت ها

سخت ترین قسمت مهمون داری تعارف کردنشه
خب چه کاریه هرچی میزاری جلوش بخوره دیگه یه ساعت باید بگی اینو بخور از این بفرمایید عه چرا از اون یکی نمیخوری عه به این زودی؟خب بودین حالا و غیره و غیره منم چون تعارف و اینا بلد نیستم قطعا مهمون دار خوبی نمیشم :(

همش سخته

سلام
پس اگر شما جای من میبودی تا حالا قطعا پا به فرار میذاشتین:))))
من با هر طرحی که جمعیت مون اجرا میکنه چون پایگاه  نداریم تو هر روزی که طرح داشته باشیم 
حدود 20نفر آدم میاد خونمون :|
حالا بماند ریخت و پاش طرح هامون تو خونه که هیچکی از اعضاء  به خودشون  زحمت نمیدن که کمکم کنن
که از کارتون گرفته و ... رو جمع کنیم اونا هیچ !
از یطرف باید از همه اون 20نفر پذیرایی کنم :|
بعدش خودمم تو کارهای جمعیت همراهی کنم :|
مثلا فکر کن ماه مهر یه طرح مهر برای بچه های یتیم تحت پوشش داشتیم .
الان طرح کمک به سیل زده گان داریم 
یلدا طرح یلدا در کوچه های فقر داریم .
عید نوروز هفت سین برکت داریم و الی آخر :)
حالا قبل از هر طرحی باید کاملا آماده باش باشم و جلساتمون رو گاهی وقتا تو خونه برگزار میکنم.
تازه شم گاهی وقتا بخاطر حجم کارام میگم استعفاء بدم ولی گاهی وقتا هم میگم بیخیال ادامه میدم...
حالا اینا خارج از مهمونی خونواده گی و فامیله :|
البته فامیل زیاد نمیاد ولی اگر بیاد لنگر و کنگر و ...است :)
به قول خودتون همون بیشتر وقتا :)

دقیقا فرار میکردم

باران جان شما از بچه های جمعیت امام علی (ع) هستید ؟!کدوم شهر؟
المیرا جان سلام بله ، آدرستون یا ایمیل تون رو  بدین به مستر نیما یا شباهنگ تا بگم کدوم شهر :)
گویا شما جمعیت رو میشناسین ؟:)
نکنه همشهری باشبم :)))))
فاطمه. مامان دو گل ۱۶ آبان ۹۴ , ۲۲:۱۷
من نه اهل مهمونی دادنم نه مهمونی رفتن 
حوصله هیچکدومو ندارم 
ولی خب زندگیه دیگه نمیشه بگی نیان وقتی اومدن هم مصیبتم شروع میشه
ولی تا جایی که میتونم خودم رو سر ملت هوار نمیکنم ومهمون نمیشم بخصوص مهمون ناخونده که مزخرفترین چیزه 
راستش وبلاگ ندارم نه فکر نمیکنم همشهری باشیم من ساری ام وعضو جمعیت هستم شما باید اهل ایلام باشی درسته ؟ اخه نوشتی "الان طرح کمک به سیل زدگان داریم "
اگه وبلاگ داری لطفا ادرستو بذار :)

+شرمنده مستر اینجا رو چت روم کردیم .
مثل حسی که فکر کنی برای شام مهمان دارید و از  صبح تدارک ببینی و بعد  نزدیک غروب بفهمی که مهمونات نمیان و همه غذاها و دسرها و سادهایی که درست کردی و براشون کلی زحمت کشیدی  بیان جلو چشمت رزه بروند و تو  حاص خستگیهاتو بر باد رفته بدونی:(

عی باباااااا

دیگه از کامنتم هم معلوم بوده که چقدر خسته و سرخورده شدم

چون کلماتو ندیده تاپیدم

:/

هیچی بدتر از اون حس نیست

سلام مستر خوبین ؟
کامنت آدرس من رسید اینجا ؟
المیرا بانو دیدش یا نه ؟
ممنون 

تاییدش نکردم.نمیدونم که کی میاد!!!! 

باشه ممنون :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">