ساحل افکار

مشاعره

پنجشنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۴، ۰۸:۵۶ ب.ظ

روسری واکرده ای و راه می‌ریزد به هم

                                                          عاشق دیوانه ات ناگاه می‌ریزد به هم

هر چه باشد ماهی و یک ماه دنیا را بس است

                                                          تا تو هستی خلق و خوی ماه می‌ریزد به هم


دوستان بفرمایید به صرف مشاعره در قسمت نظرات

اولین کامنت رو بخونید قوانین و نخوه مشاعره اونجا توضیح داده شده

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۴/۱۱/۱۵
مستر نیمــا

مشاعره

یک جرعه غزل

مستر نیمــا . ۱۵ بهمن ۹۴ , ۲۰:۵۷
با سلام
قوانین مشاعره:
 هر کس میخواد شرکت کنه در هر لحظه بیاد بگه .تو همین کامنت بهش یه شماره اختصاص داده میشه که به ترتیب شماره افراد شعرشونو میذارن
شعر باید با حرف آخر شعر نفر قبلی شروع بشه. هر نفر حداکثر 2 دقیقه از زمان انتشار نظر نفر قبلی وقت داره شعرشو بذاره. اگه از دو دقیقه گذشت نفر بعدی به جاش شعر میذاره و اون نفر تو اون دور شعر نمیذاره تو دور بعد مجدد سر شماره خودش شعر میذاره

اشعار یک یا دو بیت باشن.
 اگه شعری خیلی قشنگ بود و خواستین کامل بذارین به عنوان پیام بازرگانی بذارینش مشکلی نیست

پاسخ: 
شماره هاتونو جلوی اسمتون یا قبل از شعر بذارید که بدونیم نفر چندمید. مثل همین شعری که من باهاش مشاعره رو شروع میکنم

1) مستر نیما
2) رواق
3) ن
4) شباهنگ
5) ثریا
6) نفس
7) اسی 
8) باران

مستر نیمــا . ۱۵ بهمن ۹۴ , ۲۱:۰۳
1)
درخیالم بوسه می گیرم , ز لبهایی ک نیست
                                                                   هی تجسم میکنم, ان نقش زیبایی ک نیست
تا فراسوی افق , تا ساحل عشق و امید
                                                                   میدهم امشب دلم رادست رویایی ک نیست

دوستان یکم صبور باشید تا بقیه دوستانم بیان بعد شروع میکنیم (در حد 5 دقیقه دیگه)

تنهایی ام را با تو قسمت میکنم سهم کمی نیست
گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست

مرسی. فقط شمارتو بالای شعرات بزن


شماره 3 نوبت شماست بفرما. 2 دقیقه وقت داری. دیر تر شد شماره 4 شعرشو بذاره. شماره 3 دور بعدی سر نوبتش دوباره شعر بذاره

تقدیر چنین است دلم گیر تو باشد
هر لحظه نگاهم پی تصویر تو باشد!

تقدیر چنین است دلم بین رقیبان
دیوانه ترین پای به زنجیر تو باشد

بسیار زیبا بود. مرسی. فقط هر بار شمارتو(3) اول کامنت بذار


شماره 4 بفرما 2 دقیقه وقت داری

4

در این واپسین لحظه های غریب، دلم از هوای تو دم می زند
برای دمی با تو بودن دلم، به اجبار حرف از غزل می زند
در این لحظه هایی که در هر نفس، سرود خداحافظی خوانده ای
دل من برای وصال تو باز، نت عشق را یک نفس می زند

مرسی زیبا بود


شماره 5 ثریا شیری نوبت شماست. 2 دقیقه زمان دارید بفرمایید

ثریا شیری ۱۵ بهمن ۹۴ , ۲۱:۲۰
5

دردایره قسمت ما نقطه تسلیمیم

لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی


مرسی. کلاسیک :دی


شماره 6 نفس بفرمایید نوبت شماست

پیام بازرگانی:

ای بنازم گل لب مرمر دندان تو را 
باغ صد رنگ ندارد لب خندان تو را

می و میخانه کجا حال نگاه تو کجا؟؟ 
که ندارد بشری حالت چشمان تو را

لب به دندان گزم از حسرت یک بوسه ی گرم 
چون به لبخند ببینم لب و دندان تو را

یوسف ب این جدایی از چاه دل نبند
این بار میبرند ک زندانیت کنند

مرسی. عالی بود


مستر نیمــا . ۱۵ بهمن ۹۴ , ۲۱:۲۷
1)
دوستت دارم،ولی دیگر نخواهم گفت، چون
                                                       "دوستت دارم" شده قربانی تکرار ها
گفت: "تا امروز دیدی من دلی را بشکنم؟!"
                                                       بغض کردم...خود خوری کردم...نگفتم بارها!

شماره 2 رواق بفرما

اَسی بولیده ۱۵ بهمن ۹۴ , ۲۱:۲۸

سلام

منم هستم :)

شما شماره 7.

2
از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم! 
خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم

احسنت


شماره 3 ن بفرما

پیام بازرگانی

من بهایی بیشتر از سوختن پرداختم
از جهانی دل بریدم با تو امّا ساختم

مرکبی جز عشق تاب این هیاهو را نداشت
سوی این فرجام مبهم تا بخواهی تاختم

شهره ی پرهیز بودم روزگاری دورتر
پیش چشمان غزلخیزت سپر انداختم

از یقین کهنه ی دیروزها چیزی نماند
من به پای عشق کافرکیشت ایمان باختم

حیرتم افزودی و بیگانگی آموختی
حال می بینم که آری جز تو را نشناختم


+ از اونجایی که کسی نیست برای شعرهای مستر بگه عالی بود مرسی، از پشت همین تریبون به نمایندگی از همه میگم این شعر دوستت دارم عااااااااااااااااالی بود 

ممنونم :دی

3

ﻣﻦ ﭘﺮ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ، ﺗﻮﻣﺮﺍ ﯾﺎﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ
ﻣﻦ ﻫﻤﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ، ﭼﺮﺍ ﯾﺎﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﯼ ﻣﻮﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻭﺍ ﮐﺮﺩﻩ
ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ، ﯾﺎﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ


عالیییی بود این شعر


شماره 4 شباهنگ بفرما

سلام

با تاخیر 8


ممنون:)

شما شماره 8

4

تلخ تلخم،گریه دارم،مهربان! طوری م نیست
حال من خوب است مثل حالتان طوری م نیست
 
باز مردم آب پاکی روی دستم ریختند
ناگهان،حالم بد است و ناگهان،طوری م نیست

بقیه شو پیام بازرگانی میذارم
ثریا با تلگرام بهم اطلاع داد که سیستمش هنگه و فعلا نمیاد بعد من شماره 6 بفرماید

از اون شعرای غمناک بودا

موردی نداره

شماره 6 نفس نوبت شماست.بفرمایید-وقتتون رو به اتمامه. 30 ثانیه بیشتر وقت ندارید

پیام بازرگانی:

تلخ تلخم،گریه دارم،مهربان! طوری م نیست
حال من خوب است مثل حالتان طوری م نیست
 
باز مردم آب پاکی روی دستم ریختند
ناگهان،حالم بد است و ناگهان،طوری م نیست
 
در درونم زخم های کهنه لب وا کرده اند
شعر! ای آتش میان استخوان،طوری م نیست
 
آن تویی،ببر بیابانی که در چنگال تو
این منم،زخمی غزال نیمه جان،طوری م نیست
 
 قارچ ها از نوک انگشتان من قد می کشند
سمی ام در خویش اما باغبان،طوری م نیست
 
درد دارد قطره قطره نوش جانم می کند
قهوه ای هستم درون استکان،طوری م نیست
 
دست می افشانم و هی پای می کوبم به خاک
قرص تب بر،قرص هذیان،قرص نان، طوری م نیست
 
من اوستا خوانده ام،تکفیرم ای زرتشت پیر
کفر می ورزم به چشم این و آن،طوری م نیست
 
شهر می گوید جنون شعر دارم ای جنون
کاش می دادی به این مردم نشان،طوری م نیست
 
سیدمحمدعلی رضازاده
تو "مقدس تر" از آنی که به دستم آیی

به وصال تو به جز پاک شدن راهی نیست     

مرسییی


شماره 7 اسی بفرما نوبت شماست. 2 دقیقه زمان داری

میشه کسی رو تشویق کرد؟

نع :))))

اَسی بولیده ۱۵ بهمن ۹۴ , ۲۱:۴۷

7

تو در پیراهن من راه رفتی تنگ شد جانم

تو در ایمان من پنهان شدی بی دین مرا خواندی

شبی آدم شدم اینگونه در دام تو افتادم

شبی شیطان شدی اینگونه پاورچین مرا خواندی

مرسییییییی

شماره 8 باران بفرما نوبت شماست.2 دقیقه وقت دارید

اقا ی همچین چیزیو وردارین بیارین تلگرام ب نظرم :/

اینجا موندگاره

اَسی بولیده ۱۵ بهمن ۹۴ , ۲۱:۵۱
آقا نیما کامنتا رو از حالت تایید خارج کنید که سرعتمون بالاتر بره

بلاخره ما عمری منیجر مشاعره بودیم اینجوری بهتره

8

یک نفر هست  صمیمانه تو را می خواهد
مثل یک عاشق دیوانه تو را می خواهد

گاه با یاد تو  زانو به بغل می گیرد
خاطراتش شده افسانه ، تو را می خواهد

 بسیار زیبا بود. مرسی


شماره 1 مستر نیما بفرما :دی ی ی ی

پیام بازرگانی

شبیه آتشی در باد خاکستر نمی گیرم
اگر خاموش گردم شعله را از سر نمی گیرم

به من از خم شدن چیزی مگو چون آنچنان سختم
که شکل از ضربه های پتک آهنگر نمی گیرم

گرفتی هر چه را دادی، خیالی نیست اما من
دلی را که سپردم دست تو،دیگر نمی گیرم

من آن مرغم که بگشایی قفس را باز می ماند
به هر جا خو کنم دیگر، از آنجا پر نمی گیرم

به من گفتی که هر چیزی بهای در خوری دارد
بهای عشق من مرگ است از آن کمتر نمی گیرم

مرتضی جهانگیری 
مستر نیمــا . ۱۵ بهمن ۹۴ , ۲۱:۵۷
1)
دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودی
                                             چو نیاز ما فزون شد تو به ناز خود فزودی
به هم الفتی گرفتیم ولی رمیدی از ما
                                             من و دل همان که بودیم و تو آن نه ای که بودی

شماره 2 نویت شماست 

2
یک بار هم ای عشق من از عقل میندیش
بگذار که دل حل بکند مسئله ها را

عالیییی بودددد

شماره 3 بفرما

پیام بازرگانی

چندیست که در دام نگاه تو اسیرم
درگیر زمستانم و دلبسته ی تیرم
 
هر توبه که مستلزم نشکسته شدن نیست
این عشق خطاییست که باید بپذیرم
 
در راه پر از برکه و مرداب و تباهی
صد شکر به دریای تو افتاده مسیرم 
 
خوشبخت ترینم اگر امشب بگذاری
از گوشه ی لب های ترت بوسه بگیرم
 
من آدمک برفی و تو شعله ی عشقی
راضی شدم امشب که به یک بوسه بمیرم
 
 
سعید حسن زاده
3
آنکه دائم نفسش حس تو را داشت, منم
این چنین عشق تو در سینه نگهداشت, منم

آنکه در ناز فرو رفته و شاداب ,تویی
آنکه دل کاشت ولی دلهره برداشت ,منم

بسیار عالی


شماره 4 بفرما

مستر نیمــا . ۱۵ بهمن ۹۴ , ۲۲:۱۲

                                             اطلاعیه

دوستان اگه لطف کنید سرعتتون رو ببرید بالا ممنون میشم که بتونیم شعرای بیشتری استفاده کنیم

4

من آرزوی تو کردم که بیشتر باشی
برای این دل سردم تو بال و پر باشی
 
من از نبود تو تنها شدم ولی ای کاش
خدا کند که بیایی و بیشتر باشی
 
شب است و تازه شروع شراب و شیدایی
بیا که خاتمه ی این شب و سحر باشی
 

بقیه اش پیام بازرگانی

شماره 6 نفس بفرمایید 


زمان به 1:30 تقلیل پیدا کرد. اگر کسی دیر تر نوشت نوبت به نفر بعدی میرسه

پیام بازرگانی

من آرزوی تو کردم که بیشتر باشی
برای این دل سردم تو بال و پر باشی
 
من از نبود تو تنها شدم ولی ای کاش
خدا کند که بیایی و بیشتر باشی
 
شب است و تازه شروع شراب و شیدایی
بیا که خاتمه ی این شب و سحر باشی
 
هوای کوی تو امشب هوای شیدایی است
چه میشود که ز غم های خود به در باشی
 
تو با قدم زدنت تازه عاشقم کردی
بمان که با قدمت سایه ای به سر باشی
 
به شاعری من این بس که سهم من شده ای
تو امدی که برای دلم سپر باشی
 
بیا که این دل من راه عاشقی دارد
خدا کند که تو هم در همین سفر باشی
 
 
علی_علی اکبری

مستر نیمــا . ۱۵ بهمن ۹۴ , ۲۲:۲۴
نویت شماره 6 به پایان رسید
شماره 7 نوبت شماست با 1:30 دقیقه وقت بفرمایید

شماره 8 باران نوبت شماست بفرمایید 1:30 دقیقه وقت دارید

8

ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﮔﺮ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺟﺎﺩﻭﯾﻢ ﮐﺮﺩ
ﺗﺎ ﺭﻭﺯ ﺍﺑﺪ ﺍﺳﯿﺮ آﻫﻮﯾﻢ ﮐﺮﺩ...!!
ﻣﻦ،ﺷﺎﻋﺮ ﯾﮏ ﻣﺸﺖ ﺭﺑﺎﻋﯽ ﺑﻮﺩﻡ...
ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﻏﺰﻝ ﮔﻮﯾﻢ ﮐﺮﺩ...!!

شعر عالییی بود

مرسی

مستر نیمــا . ۱۵ بهمن ۹۴ , ۲۲:۳۵
1)
دردی ، که مرا ساخته رسوا ، همه دانند
                                           داغی ، که مرا ساخته پنهان ، بکه گویم ؟
اندوه تو ناگفته و درد تو نهان به
                                           این پیش که ظاهر کنم و آن بکه گویم ؟

شماره 2 بفرما نوبت شماست. 1:30 دقیقه وقت دارید 

میم بده

2
من مدتی ست ابر بهارم برای تو
باید ولم کنند ببارم برای تو
این روزها پر از هیجان تغزلم
چیزی به جز ترانه ندارم برای تو

دو بیتی خیلی قشنگی بود.مرسی


شماره 3 نوبت شماست. 1:30 وقت دارید

پیام بازرگانی :)

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنت
سخت دلتنگم برای اخم و دعوا کردنت

عطر خوبی می زنی از در که بیرون می روی
دلخورم از این همه خود را فریبا کردنت

گفتم آیا خسته ای از زندگانی پیش من؟
سخت رنجیدم من از اینگونه حاشا کردنت

گفتمت میل سفر دارم تو گفتی صبر کن
خسته ام، دلخسته از امروز و فردا کردنت

می شنیدم دیشب آن لحن پر از افسوس را
صورت گریان و آن آه و دریغا کردنت

می هراسم از نگاه خیره تو سمت در
رنگ حسرت دارد آخر این تماشا کردنت

با زبان بی زبانی حرف خود را گفته ای
می روم دیگر نمی خواهم مدارا کردنت

3
وجودت مال من بود ولی انگار که تمومه
بدون یاد تو بامن لحظه لحظه پیش رومه
وجودت مال من بود از من تنها نگیرش
این تن خستمو حالا که میبینی اسیره

مرسیی

شماره 4 و 5 نیستن
شماره 6 نوبت شماست.فقط 1:30 دقیقه وقت دارید

مستر نیمــا . ۱۵ بهمن ۹۴ , ۲۲:۵۱
شماره 7 اسی بفرمایید یه سری از دوستان رفتن نوبت شماست 
اونایی که نیستن شمارهاشون حذف میشه

شماره 8 ه بدین. 1:30 دقیقه وقت دارید

وای مشاعره !!
سلام:((((((((((((

سلام

شما شماره 5 باشین

8

هی نکن گریه ، نکش آه ! دلم می شکند
من به آسانی یک کاه ، دلم می شکند

ای پرستو ، به زمین گیری این کوه نخند !
با همین خنده ی کوتاه ، دلم می شکند

مرسی شماره 8 :دی

مستر نیمــا . ۱۵ بهمن ۹۴ , ۲۳:۰۰
1)
در بغل تنگ گرفتی و مرا بوسیدی 
                                              ریخت انگور به رگهای خماری که نبود
 نم نم آرام، خدا داشت پیانو میزد 
                                              شیشه ی پنجره ی خیس و بخاری که نبود

شماره 2 بفرما دال بده تا 11:01 وقت داری

بوی عطری می رسد از دور ، می گویم تویی
قاصدک می رقصد و پرشور ، می گویم تویی

یک نسیمی می وزد بر گونه های خیس من
می رود پس پرده های تور ، می گویم تویی


تقدیم به نگین از نوع پیام بازرگانی :)



+

خواهش :)

2
دیوانه مرا کردی دیوانه، خبر داری؟ 
سودای غمت دارم مستانه خبر داری؟ 
عقل و دل و دینم بود، گرمای ببینم بود
دادم همه را از کف، جانانه خبر داری؟ 

بسیار زیبا بود. مرسییییییی


شماره 3 بفرما. شما تا 11:04 وقت دارید

3

ﯾﮏ ﺩﻡ ﺑﯿﺎ ﺑﺎ ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﭽﺮﺧﺎﻥ ﻭ ﺑﺮﻭ

ﭼﺮﺧﯽ ﺑﺰﻥ، ﻣﺴﺘﯽ ﻧﻤﺎ، ﺩﻝ ﺭﺍ ﺑﺸﻮﺭﺍﻥ ﻭ ﺑﺮﻭ

ﺗﺎ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻭﺍﭘﺴﯿﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺒﯿﻨﺪ ﺷﻮﺭ ﻭﺻﻞ

ﺩﺭ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﻓﻠﮏ، ﭼﺮﺧﯽ ﺑﭽﺮﺧﺎﻥ ﻭ ﺑﺮﻭ


مرسیییی از شعر زیباتون
شماره 4 بفرما نوبت شماست
سریع 1 دقیقه بیشتر وقت نداری تا 11:10

گرمای یقینم

اصلاحیه :دی

مستر نیمــا . ۱۵ بهمن ۹۴ , ۲۳:۱۲
نوبت شماره 4 تموم شد

خودم به جاش میگم

واى از آن شب که تو مهمان شده باشی جایی
چشم بد دور! غزلخوان شده باشی جایی
.
بله! یک روز تو هم حال مرا می‌فهمی
چون‌که در آینه حیران شده باشی جایی


شماره 7 بفرما ی بده. زین پش شماره شما میشه شماره 5. شمارتون عوض میشه

شما تا 11:18 وقت دارین

وصال دوست به جان گر میسرت گردد
بخر که دیر به دست اوفتد چنین ارزان
سعدی

آخه با u تموم شده بود قبلی :(((
مستر نیمــا . ۱۵ بهمن ۹۴ , ۲۳:۱۸
شماره 8 بفرما نوبت شماست
1 دقیقه وقت دارید

شماره 8 بفرما ی بده

این دور که تموم شد دوستانی که حضور نداشتن شمارهاشونو جابه جا میکنم که وقت بقیه اتلاف نشه

8

یک عمر قفس بست مسیر نفسم را
حالا که دری هست مرا بال و پری نیست
حالا که مقدر شده آرام بگیرم
سیلاب مرا برده و از من اثری نیست
بگذار که درها همگی بسته بمانند
وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست

مرسیییی


شماره های جدید اعلام میکنم


1) مستر نیما
2) رواق
3) ن
4) شباهنگ
5) اسی 
6) باران

مستر نیمــا . ۱۵ بهمن ۹۴ , ۲۳:۲۴
1)
تا از خیالِ گنگِ رهایی رها شوم
                           بانگی به گوشِ خوابِ سُکونم کشید و رفت
شاید به پاسِ حرمتِ ویرانه‌های عشق
                          مرهم به زخمِ فاجعه گونم کشید و رفت

شماره 2 بفرمایید

2
تشنه را عطش نمی کشد، آب می کشد مرا
جمعه های سرد و بی طلوع، این سراب می کشد مرا

مرسییییی


شماره 3 بفرمایید نوبت شماست. تا 1 دقیقه وقت دارین

3

آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک
جز رنجه سفر از قفسی تا قفسی نیست

این قافله از قافله سالار خراب است
اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست


مرسییییی
شماره 4 نوبت شماست
1 دقیقه وقت دارید

4

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا
سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا
شربتی تلختر از زهر فراقت باید
تا کند لذت وصل تو فراموش مرا

سعدی

مرسییییی


شماره 5 هم حذف شدند.
شماره 6 بفرمایید نوبت شماست باران. شماره شما میشه 5 دور بعد

اصلاح میکنم
رنج سفر نه رنجه سفر :)

6

ارباب شده ، گرفته یک برده دلم
عمریست کشیده دور من نرده دلم
چندیست که فکر میکنم حتی عشق
چیزیست که از خودش در آورده دلم

ممنون


مستر نیمــا . ۱۵ بهمن ۹۴ , ۲۳:۴۳
1)

مستِ عشقم، کس ببیند گویدم دیوانه ای
من نه آن مستم که نوشد باده از پیمانه ای

مستِ آن یارم که دارد با نظر لطفی به من
من به اعجاز از نگاهش می شوم مستانه ای

شماره 2 بفرمایید

دوستان این دور دور آخر مشاعره هست 

خوابتون نمیاد ایا؟؟؟؟؟




کم کم میاد

2
یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا
یار تویی، غار تویی، خواجه نگه دار مرا

کلاسیک. مرسی

شماره 3 آخرین شعرتونو بفرمایید

آمدی چشم گشودی و خزانم کردی     
اولین شاعر چشمان وزانم کردی

مرسییییی


شماره 4 بفرمایید آخرین شعرتونو 

پیام بازرگانی:

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا
سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا

نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا

شربتی تلختر از زهر فراقت باید
تا کند لذت وصل تو فراموش مرا

هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین
روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا

بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند
به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا

سعدی اندر کف جلاد غمت می‌گوید
بنده‌ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا
پیام بازرگانی

لکنت می اندازد نگاهت در زبانم

دردت به جا ... دردت به جا ... دردت به جانم

گل می کند هر شب غمی در شعرهایم

نی می نوازد یک شبح با استخوانم

روحی قدح می نوشد از حیرانی من

دستی غزل می ریزد امشب در دهانم

سخت است دوری از نگاهت ،بهترینم

خوب است حالم در کنارت ،آسمانم !

الماس های خنده ات را می شمارم

خورشیدهای دامنت را می تکانم

.......

کار مهمی نیست اینهایی که گفتم

دارم برایت عاشقی می پرورانم
4

یا رب این کعبه مقصود تماشاگه کیست
که مغیلان طریقش گل و نسرین من است

حافظ از حشمت پرویز دگر قصه مخوان
که لبش جرعه کش خسرو شیرین من است

ممنون از شعرهای قشنگتون
شماره 5  آخرین شعرتونو بفرمایید

5

تقدیر چنین است دلم گیر تو باشد
هر لحظه نگاهم پی تصویر تو باشد!

تقدیر چنین است دلم بین رقیبان
دیوانه ترین پای به زنجیر تو باشد

انگار گناه است که در سن جوانی
از حادثه ی عشق ، دلم پیر تو باشد !!!!!!...

ممنون از شعرهای زیبای شما


از همه دوستانی که در این مشاعره شرکت کردند تشکر میکنم. لطف کردین 

بسیار لذت بردیم از این شعرهاب زیبا

شبتون بخیر

از این به بعد آزاده هر کسی شعری میخواد بگذاره

پیام بازرگانی :)

تو شنیدی که دلم گفت: بمان ایست نرو...؟
بخدا وقت خداحافظیت نیست نرو...

نکند فکر کنی در دل من مهر تو نیست،
گوش کن نبض دلم زمزمه اش چیست نرو...

صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو،
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو،

تو اگر کوچ کنی بغض دلم میشکند،
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو،

بخدا وقت خداحافظیت نیست نرو...

خواهش :)

ممنون از شما که این محفل شعر و ادب فارسی رو هر شب جمعه راه می اندازین :)

و ممنون از همگی دوستان شرکت کننده :)

خسته نباشید آقا نیما؛ ممهمونی خوبی بود. 
و حسن ختامی برای میزبان:
من اگر بم ام، خشت به خستم متلاشی
تو نقش جهان، هر وجبت ترمه و کاشی
... 
شب خوش. 
اَسی بولیده ۱۶ بهمن ۹۴ , ۰۰:۰۴

تموم شد؟؟؟

نتم قاطی کرد یهو :(

متشکرم از حضور همه تون و همچنین ممنونم از جناب میزبان!
شب همگی به خیر
تجربه خوبی بود.
ممنون از مستر بابت این محفل.
چقدر اشتباه تایپی!!! 

من ارگ بم م، خشت به خشتم متلاشی
تو نقش جهان، هر وجبت ترمه و کاشی
من الان اومدم خونه :|
اون موقع با نت گوشی بودم و نمیتونستم شرکت کنم :(
از مشاعره ها فقط حسرتش به دلم مونده !!!
یاا به اخرش رسیدم  یا کلا نرسیدم
یبارم به وسطش رسیدم نت یاری نکرد :|
شرمنده :|
عاقبت روزی دوچشمان خمارت راشکارش میکنم
میگذارم توی قاب سینه ام نم نم نگاهش میکنم

می شوم عاشق تر از چشمان آهوی تو من
چشمهای عاشقم را اشک بارش میکنم

تا سحر هر شب پیاله میزنم با عشق تو
هر که می گوید گناه است من گناهش میکنم

جام می آنقدر شیرین و گوارا می شود
وقتی از شهد لبانت آبشارش میکنم

می شوم مجنون تر از مجنون لیلی یک شبی
می زنم میخانه ات را من خرابش میکنم

زلف و گیسوی شرابی تو را بی قافیه
یک غزل می بافم و بر چوب دارش میکنم

هر که از بد مستی ما پیش چشمان تو گفت
جامی دیگر می زنم خوب انکارش میکنم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">