ساحل افکار

خواستگاری

يكشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۴، ۰۵:۳۲ ب.ظ

یه بحث صورت گرفته باعث شد تا این پست رو بنویسم شاید مشکل نگاه خیلی خانم ها حل بشه

خب اول از همه اینو باید بگم که همه میدونیم که دخترا دوست دارن یه پسر یه دخترو فقط و فقط واسه خودش بخواد و نه چیز های دیگه و معمولا در رویاهاشون میبینن یکی ایشونو میبینه و عاشقش میشه و حالا بیستون نه ولی همین دماوند خودمون رو اگه واقعااااااا میخوادش میکنه و ولی در واقعیت اینطوری نیست! 

ولی این نسل فرهیخته هیچ وقت با خودشون فکر نمیکنن که یه پسر چطوری فکر میکنه و چی میخواد و از نگاه یک پسر هم قضیه رو حلاجی نمیکنن، خب بذارید قضیه رو اینطوری براتون روشن کنم که هر ازدواجی نیازمند یه آشنایی هست، حالا آشنایی چطور صورت میگیره؟؟  در ادامه مطلب

مدل اول  اینه که دو نفر خیلی تصادفی همدیگه رو تو خیابونی جایی و ... میبینن و از هم خوششون میاد و پسر میره طرف دختر و حالا با هر عنوانی یه مدت با هم میرن و میان و بعد وابستگی بوجود میاد و خلاصه عاشق میشن و ای یار مبارک

اگه این مورد رو بخوایم موشکافی کنیم میبینیم که ملاک انتخاب صرفا ظاهر، پوشش یا نوع رفتار خاصی بوده که منتهی شده به ازدواج، در این نوع ازدواج مواردی مثل اصالت خانوادگی شغل و تحصیلات یا حتی رفتار و اخلاق یه طرف ملاک انتخاب نیست و به مرور و طبق اون خاصیتی که خدا در هر آدمی قرار داده که بعد از مدتی مراوده با یه نفر بهش وابسه میشه و ازش خوشش میاد خلاصه دو نفر شرایط هم رو میپذیرن و خوب یا بد و ازدواج میکنن .

 حتی تحقیقات هم در این ازدواج وزنی نداره میشه اسمش رو ازدواج هورمونی گذاشت - (بیلیو می اگه یه آدمو با یه غولم بذاری تو یه غار بعد یه مدت به هم وابسته میشن!). این نوع ازدواج ها هر چند در ابتدا ممکنه خیلی داغ و عاشقانه باشه به همون سرعت هم ممکنه اون گرمیش رو از دست بده و ...


مدل دوم آشنا یا دوست خانوادگی یا فامیل: در این مورد یه ویژگی خیلی خوب یه شناخت خوب از خانواده طرفین و تا حدودی خود طرفین هست .در این مورد بیشتر ملاک انتخاب اخلاق فردی و خانوادگی با ببرسی کلیه جوانب و شرایط اون خانواده هست که میتونه به یه ازدواج خیلی خوب منجر بشه. در این موارد "اگه منو بخواد" مصداق بهتری پیدا میکنه چون طرف حداقل یه شاختی از خود طرف خانواده و رفتار و سطح خانوادگی و تقریبا بیشتر موارد مورد نیاز داره. یعنی اگه کسی یکیو بخواد با همه شرایطش بیشتر تو این مورد پیدا میشه. این ازدواج ها معمولا ازدواج با چشم باز هستن که اگه در حین جواب و انتخاب روابط فامیلی رو توش لحاظ نکنن میتونن جزو موفق ترین ازدواج ها باشن


مدل سوم که از اون مدل های محبوب هست اینه که یک پسر و یک دختری یک مدت زمانی رو در یک مجموعه در کنار هم باشن، مثلا از نوع همکار یا همکلاسی، به نحوی که نوع رفتار هم دیگه رو بتونن ببینن و بتونن از طرف به نوعی کسب اطلاع کنن. خوبی این روش در اینه که زمان کافی برای شناخت غیر مستقیم وجود داره و در این مدل هست که تقریبا میشه گفت دو نفر شاید واقعا همدیگه رو دوست داشته باشن،

اگه تو این مورد پسری از دختری خوشش بیاد اول رفتارشو زیر نظر میگیره و بعد میتونه به خوبی آمار خودش و خانوادش رو پیدا کنه یعنی اون شناخت های اولیه و لازم، که اگه اون شرایط اوکی بود چه از نظر خانوادگی و هم سطح بودن طرف اقدام کنه یعنی اگه پسری دختری رو بخواد رفتارش رو دیده و صرفا عاشق ظاهر طرف نشده بلکه ممکنه عاشق اخلاق و شخصیت طرف شده باشه.

 تو این مورد "اگه منو میخواد" کاملا درسته چون طرف رفتار اون دختر رو دیده و میتونه یکی از بهترین نوع ازدواج و شناخت باشه، این نوع ازدواج به همون اندازه که میتونه خوب باشه اگه مثل حالت اول صورت بگیره دیگه مزایای این روشو نداره و میتونه دقیقا برعکس باشه!یعنی این که قبل از هر تحقیق و غیره ای صرفا بر اساس ظاهر دو نفر سریع شروع به یه رابطه میکنن و در دام" دلبستگی" اسیر میشن و دیگه تقریبا فکر و بررسی و غیره باز تعطیل میشه و یک انتخاب صرفا ظاهری میشه.!به واقع این مورد خودش 2 جور میشه!

 این مورد با شرایط صرفا ظاهری این روزها به شدت باب شده و دانشجوها معمولا از این مدل استفاده میکنن که در حقیقت همون مدل اول هست که تو اکثرشون این رابطه ها به ازدواج ختم نمیشه و دلیلش هم خیلی واضحه. چون ملاک صرفا ظاهری و حتی بدون کوچکترین شناخت از خانواده های هم بوده و در ظاهر هم همیشه هم دست بالای دست زیاده و در بعضی موارد موقع ازدواج پسرها میبینن که اون دختر علی رغم صرف وقت زیادی که در یک رابطه کردن ملاک هایی که یه پسر برای همسر سال های آینده زندگیش میخواد رو نداره، چون موقع ایجاد رابطه نه دنبالشون بوده نه معیار برای انتخاب اون شخص بوده و صرفا ملاک ظاهری بوده که بعد از مدتی براش عادی شده و دیگه جذابیت سابق رو نداره، که اگر به ازدواج هم منتهی بشه ممکنه خیلی طولانی مدت نباشه

در صورتی که اگه سعی بشه با شناخت غیر مستقیم به ازدواج ختم بشه جزو بهترین ازدواج هایی هست که هر کسی آرزوشو داره


مدل چهارم مدل خواستگاری سنتیه. این مقوله یکم احتیاج به توضیح بیشتر داره. خب در این نوع خواستگاری معمولا دختر از چه راههایی انتخاب میشه؟ یا معرفی از طرف کسی، یا دیدن دختر توسط مادر خواهر یا فامیل و غیره در مراسمات یا هر جایی میتونه باشه.

خب مسلما چون شناخت در این نوع خواستگاری پایینه هر دو طرف و بیشتر طرف پسر سعی در کسب اطلاعات و به نوعی شناخت از خانواده دختر پیدا میکنند، که شامل ظاهر دختر،نوع پوشش، تحصیلات، مباحث و نگاه اعتقادی، نوع رفتار و برخورد خانواده، بررسی سطح مالی (این مورد میتونه شامل پیدا کردن یه دختر پولدار، یه دختر در سطح خانواده پسر یا حتی در سطحی پایین تر از خانواده پسر باشه) و فامیل طرف باشه.

 این مدل خواستگاری ها انتقادات زیادی داره و اتفاقا طرفداران زیادی هم داره، حالا دلایل انتقادات و طرفداری هاشو بیاین ببینیم چیه

اول اینکه خب یه سری فقط خانما میرن دختری رو میبینن و بعضی هم با پسر میرن، در این مورد خاص نگرش افراد متفاوته، مثلا یکی میگه اگه جلسه اول من پسر برم یه دختری رو ببینم و ازش خوشم نیاد بهر حال اون طرف دختر خیلی بیشتر ممکنه ناراحت بشه تا این که یه هم جنس خودش بره ببینه و ادامه ندن و اینطوری اون دختر کمتر ناراحت میشه ( خب اینم خودتون واقف هستین که معمولا مادر یا خواهر هر پسری قبل از رفتن از نوع سلیقه و انتخاب پسرشون اطلاع دارن و اگه موردی رو رد میکنن احتمال زیاد اون مورد توسط خود پسر هم رد میشده! بهر حال این مورد در تمام انواع خواستگاری ها یکسانه)

 یک سری هم این اصلو قبول ندارن و میرن میبینن یا رد میشه یا اوکی و اگه رد شد خیلی احساس اون دختر براشون مهم نیست. و مورد دیگه اینکه وقتی چند تا خانم تو یه محفل هستن پوشش مثل پوشش جلوی مردها نیست و بلاخره خانواده پسر هم به جای پسر یک دید کلی به دختر میزنن، این مورد در مواردی که دختر خیلی اهل پوشش و چادر و غیره باشه مهمه چوم عملا ممکنه پسر تا زمانی که کار از کار گذشته هیچی نبینه و بعدا ناراضی باشه و این تو زندگیش تاثیر بذاره( نمیخوام نوع نگاه مردا رو اینجا موشکافی کنم چون خودتون میدونید )

و این که بلاخره راحت تر با هم صحبت میکنن م کمی شناخت خانوادگی از خانواده و خود دختر کسب میکنن تا ببینن آیا اون ملاک های لازم رو دارن و قرابت فرهنگی وجود داره بین خانواده ها یا نه. دخترها معمولا این نوع رفتارو خیلی نمیپسندن شاید چون فکر میکنن مادر پسر حق نداره روی ظاهر اون دختر نظر بده که هم درسته و غلط که ناشی از ندونستن دیدگاه پسرهاست

خب انتقادا از اینجا شروع میشه که وقتی پای یه خواستگار وسط میاد دخترها فکر میکنن پسرها مثلا باید عاشقشون باشن یا بشن! اونم با یک جلسه!!!اینم لازمه بگم که خیر اینطوری نیست و عشقی که لحظه ای بیاد لحظه ای هم میره(هورمونه فقط!) و خیلی خیلی هم کمه یا به دروغ ما پسرها میگیم!!! ولی شاید دو نفر از هم خوششون بیاد. اونجایی که خانواده یه پسر میرن راجع به یه دختر سوال میپرسن شرایطش رو بررسی میکنن برای اینه که خب هزار تا دختر دیگه مثل این دختر هست! چرا این یکی؟

و  به همون دلایلی که یه دختر موقع جواب دادن همه جوانب یه پسر از کار و شغل و تحصیل و درآمد و خانواده و غیره رو میسنجه یک پسر هم همین حق رو داره که شرایط اون دختر رو بسنجه و بعد تصمیم بگیره. چرا؟ چون عاشقش نیست و صرفا ممکنه ازش خوشش اومده باشه

برای این که تصمیم گیری صرفا از روی ظاهر نباشه و بتونه اخلاقیات و شرایط همسر آینده اش رو هم بسنجه. با خیال راحت خدممتون عرض کنم در این مورد "اگه منو میخواد" در اوایل این نوع خواستگاری مصداق پیدا نمیکنه. مگر در سه حالت که حالت اول با اطلاع از تموم اون چیزهایی که گفتم یه کیس خیلی خوب باشه و طرف نخواد از دستش بده و یا ظاهر خیلی خوبی داشته باشه!!! و یا دروغی بیشتر نباشه برای بله گرفتن

تو این نوع خواستگاری کمتر تکیه بر احساسات هست و بیشتر طرفین منطقی و عقلانی شرایط دو طرف رو بررسی میکنن

این نوع خواستگاری هم اگر مبنی بر ظاهر سنجی باشه میتونه به شکست برسه ولی اگر در اون هر دو طرف سعی کنن از هم کسب اطلاعات کنن و بعد از آشنایی خانواده ها و کسب اطلاعات لازم یک مدت رو صرف آشنایی بگذرونن با توجه به این که اگه موارد خانوادگی و تحقیق و غیره اوکی شد اخلاقیات هم اوکی بشه ازدواج خیلی خوب و کاملی میتونه باشه


+همونطوری که تحصیلات کار درآمد و سطح مالی و فرهنگی خانواده پسر برای شما مهمه همین ملاک ها هم برای پسر ها در انتخاب همسر آیندشون مهمه!!! قرار نیست که فقط طرف دختر باشه کافیه!

+در هر موردی ذکر این نکته مهمه که تنها زمانی یک پسر رو میشه عاشق کسی دونست که قبل از این که باهاش وارد یک رابطه بشه رفتار و منشش دستش اومده باشه و طرف عاشق رفتار و اخلاق کسی باشه.

+اگه انتظار ازدواج نوع 3 رو دارین باید شرایطش رو داشته باشین یعنی تو محیطی باشین که مورد مجرد در کنارتون باشه و ازش خوشتون بیاد و بتونه به نوعی اخلاقیات شما رو ببینه

+"خیلی دخترا تا یه زمانی آمادگی ازدواجو ندارن!!! وقتی آمادگیشو پیدا میکنن که دیگه مورد خوب براشون کم پیش میاد!!! این اشتباه استراتژیک دختراس و بعدش هم قابل جبران نیست" 

+هر وقت فکر کردین یک نفر باید عاشقتون باشه یکم خودتون فکر کنید باید عاشق چیتون باشه؟؟ جوابش خیلی میتونه کمکتون کنه

***خیلی از دخترا فکر میکنن اگه یه پسری یک دو بار رفت در خونشون این یعنی خواستگاری!!!! خیررررررر. اون جلسات برای آشنایی دونفر و خانوادهاشونه. خواستگاری وقتی انجام میشه که همه چی اوکی شده باشه و بعد از چند جلسه صحبت اگه توافق لازم انجام شد بعد یه جلسه برگزار میشه که بهش میگن جلسه خواستگاری

پذیرای کامنتها انتقادات و توضیحات تکمیلی شما هستیم

شاید پست تکمیل تر بشه!

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۴/۱۲/۱۶
مستر نیمــا

ازدواج

خواستگاری

بیلیو می اگه یه آدمو با یه غولم بذاری تو یه غار بعد یه مدت به هم وابسته میشن! :)))))))

آقا این علی رغم با "غ" درسته
مدل سوم رو میگم (اون دختر علی رقم صرف وقت زیادی...)

برم بقیه شو بخونم
کامنتم ادامه داره

به واقع من علی رقمه رو بیشتر دوست دارم

به هر مدلی ازدواج کنن باز پشیمون میشن
کلا ازدواج یعنی هورمون!
تستسترون!
کمبود محبت!
همه ملاک ها هم ظاهریه یعنی صورت ، شغل ، پول ، خانواده و در آخر تحصیلات
، کی میگه به خاطر اخلاق و رفتار و منش و ایمان و اخلاق و عمل صالح فلانی میخوام باهاش ازدواج کنم؟
خودمون رو کمتر گول بزنیم
ازدواج های دانشگاهی هم ب درد نمیخوره، مثلا فرض کنید دوتا ادم خوابگاهی دور از خانواده یهو از هم خوششون میاد! اینا همش از کسری محبته، از تجمع هورمونه ، دارم میبینم کسایی که دوره لیسانسمون ازدواج کردن الان صرفا همخونه هستند 
 والسلام.

کی گفته؟!!!

یعنی همه پشیمونن؟؟
شما خیلی منفی نگرین دیگه

اگه کتابی چیزی نوشتی بده خودم ویرایش میکنم
با نازل ترین قیمت
میگمااااااااااااااا من تو عمرم پست به این طویلی نوشته بودمااااااا ولی نخونده بودم
که خوندم و
با کلیت حرفاتون موافقم و ضمن لایک و تایید، میبرم بذارم تو لینکای روزانه که سایرین هم مستفیض بشن

یه خاطره بامزه هم بگم و صحنه رو ترک کنم
سال اول کارشناسی یه خانومه اومده بود دانشگاه و دنبال یه دختر هوافضایی مدل بالای 17 بود که قد و وزن فلان داشته باشه
یه بارم یکی اومده بود مسجد و از تک تک دخترا رشته و شهر و وزن و ایناشونو میپرسید :))))


خوب حالا میفهمی پست طویل خوندن چه مزه ای داره!!!


خب اونم نوعی پیدا کردنه! :دی

خسته نباشید... 

سلامت باشید

من خودم مدل چهارم رو اصلا و ابدا دوست ندارم!! چون حس معامله بهم دست میده :/
به شخصه اینقدررر منتظر میشینم تا مورد ۲ و ۳ اتفاق بیفته :دی
ولی درکل متن خوبی بود:) 
و ممنون از بیان داستان از اونور ، از طرف دید آقایون منظورمه :)

خب مسما همه مورد 3 رو دوست دارن! ولی همیشه شرایطش رو ندارن!

مثلا کسی سر کارش فرد مجرد نیست یا کسی که ازش خوشش بیاد!
باید همه چی جور باشه تا بشه

امیدوارم همون طوری که میخواین اتفاق بیفته. فقط مواظب باشین جریان سبزه زیر پا و اینا نشه ها:دی

فانتالیزا هویجوریان ۱۶ اسفند ۹۴ , ۱۸:۵۱
الان هم که همه دوست پسر و دخترا ازدواج میکنن ماهم یه کیلو تخمه خریدیم حین تماشا تخمه میشکنیم :))))))))

و اینکه پسر خوب رو نمیذارن یه لحظه رو زمین بمونه مگر اینکه پسره یه قانون هایی برای خودش داشته باشه و تو کف نباشه که با پیشنهاد پدر دختر حتی ازدواج کنه!!!!!!
وای خدای من اصلا فکرش هم ترسناکه

نه بابا. با هم دوستن ولی یک دهمشونم ازدواج نمیکنن!!!!


هست و میمونه

بسوزه مورد 1 و 3... ! بسوزه مدل آخری اصن :)))
تشخیص 1 و 3 سخت شد!
مدل 2 عین آشنایی دوستم اینا که من خیلی پسندیدمش و اینکه مورد 4 ام را آرزوس! در حالی که فقط در حد همون همکار با هم در ارتباط باشن بعد دختره ندونه پسره عاشقشه ولی یه بوهایی ببره بعد پسره هم گاهی حالشو بگیره و دختره گریه کنه و کلا پیام هایی هم که به هم میدن یعنی پسره میده و دختره جواب میده خشک و رسمی و در محدوده ی کاری باشن. بعد یهو یه دختره بیاد پیش دختره و بهش بگه فلانی آدرس خونتونو میخواد! بعد بگه تازه طرف سید هم هست! :))) دیگه از اون روز به بعد تا روزی که پسره همراه با خانواده محترم میره خونه دختره اینا، این دوتا دیگه روشون نشه با هم همکاری کنن و سلام کنن و این صوبتا!
کلن مشخصه رفتم تو بحرش!؟

1 تو محیط بیرونه ولی دائما با هم در ارتباط نیستن

3 محیطی هست که میتونن همو زیر نظر بگیرن ولی ممکنه 1 بشه ممکنه هم نشه


حالا تو رویا غرق نشی:))))

اومدم این رو برات بزارم که دیدم مرتبط با لینک پست گذاشتی

به این میگن زن زندگی...نه مستر ؟

«حتی دلم نمی خواهد یک شب از شوهرم دور باشم...»
http://www.caffecinema.com/new/index.php/world-cinema/item/12677-%D8%AD%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D9%84%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%85-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D9%84-%DA%A9%DB%8C%D8%AF%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D9%81%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7.html

بلههه

به ازدواج نتهای بشه یعنی چی؟منتهی؟منتهای؟انتهای؟
طولانیه نمیشه بایه بارخوندش یکی بخونه من گوش کنم

منتهی

تلفیق 3و4بهترین مورده به شرطها و شروطها

اگه بشه که خوب میشه

دونقطه نفس نفس زدن ازخوندن پست

:))

زینـب خــآنم ۱۶ اسفند ۹۴ , ۱۹:۵۳
پست جالبی بود ، و بنظرم خیلی هم کامنت دریافت کنین  ; )
مدل اول ک خب خودتونم قبلا گفتین و داخل پست هم اشاره کردین ک خیلی هاش منجر ب ازدواج نـمیشه و بنظر من ریسکه ک ی دختر احساسات و عواطف و زمانش ُ صرف یکی کنه ک تهش ب احتمال 98% قراره بره با یکی دیگ ازدواج کنه ( تاکید دارم روی احساسات دخترا ؛ چون دخترا از این مقوله خیـــلی آسیب پذیر ترن )
مدل سوم ک خب خیلی خوبه بنظرم ، بشرطی ک همه چیز دور از نگاه دختر باشه و اون دختر واقعا بی خبر باشه و آقآپسر آگـآه !
و البته واسه جدی شدنش هم اطلاع خانواده ها و راه درستش بنظرم خیلی موجه تر و صحیح تره .
اما امان از مدل چهارم  : ))
خب من با ی نکته از مواردی ک گفتین کاملا مخالفم ؛ وقتی خانم ها فقط میرن خاستگاری و فقط اگ بنا رو بذاریم روی ظاهر !
من توی جمع خانما هستم ، شما نــمیدونی خانما ب چه مواردی دقت میکنن ک ی پسر تا آخــر عمرشم اگ با اون دختر ازدواج کنه شاید اصلا متوجه اون مورد نـشه !!!!
ینی من ی چیزایی میشنوم از این مامانا !!!!! ب ی چیزایی دقت میکنن !!!! ک من با اینکه خودم دخـترم با اینک شاید خیــلی اون دختر ُ دیده باشم متوجه نــشدم !!!
بس ک الکی نگــرن و ب عبارتی روی دخــترآی مردم فقـط عیب میذآرن 
و بنظرم غیر از موارد خاص ک پسرا دیگ خیــــــــلی وسواسین ُ خیلی خیلی ب ظاهر اهمیت میدن و فقط نظر خودشون مطرحه ؛ اگر بسیاری از این جاهایی ک فقط مامان آقا پسر میره ، پسر خودش رو هم ببره ، واقعا پسرا پسند میکنن ، ولی اگ اون خانم بخاد تنها بره ، نـهــ !!
ینی دیدم ک میگــمــآ ، واسه همین این مامانا خیــــــــــلی رو اعصــآبن !!!
و اینک اشاره کردین ب اینک احساسات ی دختر ؛ باید عرض کنم در اکثر قریب ب اتفاق این موارد مدل چهار ، هیچ کدوم از خانواده ی پسرها ب احساسات دختر توجهی نـدآرن حالا در هر مرحله ای ک پیش رفته می خواد باشه مهم نــیست ×
و حتی اگ تا مرحله های پایانی پیش رفته باشه قضیه و ب هر دلیلی خانواده پسر پشیمون بشن حتی ی تماس نـمیگیرن واسه آرزوی خوشبختی و معـذرت خواهی بابت زحمتایی ک دادن !!!
و چیــزی ک من دارم ب وفـــــــــــور میبینم اینه ک خانواده پسرها صرفا ب این دلیل ک پسـر دارن !!! ( حالا انگار آپولو هوا کردن  : دی ) خودشون ُ صاحب هر حقی میدونن ک با ی دختر هرجــــــــوری ک خودشون صلاح میدونن رفتار کنن ...
این جمله واقعا جای تامل داره و خودم بشخصه خیلی باید روش فک کنم : "یکم خودتون فکر کنید باید عاشق چیتون باشه؟؟"
مــرسی  : )

در مورد اون بخش چهارم و مامان ها همه اینطوری نیستن! خب در هر 4 مورد ممکنه خوب و بد باشه! و اینکه همیشه همه جور آدمی پیدا میشه. بستگی داره چه جورش به تورتون بخوره

ولی خب معمولا پسرها با مامانهاشون هماهنگن که سلیقشون چیه!یعنی میگن بهشون
ولی ممکنه به قول شما بعضی هام پیدا بشن جور دیگه باشن


در اون موارد خب واقعا بی ادبی و بی فرهنگی یه خانواده رو میرسونه که هیچ اطلاعی نمیدن و پسر و دختر دوتاشون یه حق دارن و دقیقا به یه اندازه باید باشه
بعضیا فرهنگ ندارن به واقع

اون ناشناس که لینک گذاشته من نیستم من یکی دیگم 

هر کس با یه اسمی میاد نظر میذاره!

ناشناس ناشناسه!!!!
اسم بذارید که قاطی نشه

نخوندم پستتون رو مستر، اما خیلی ممنون که ازون ور خط به جماعت نسوان اطلاعات میدین :))))

:)))))

کسانی که مایلند میتونند از سایت های زیر برای پرسش و پاسخ در مورد روابط عاطفی وازدواج استفاده کنند

http://www.ravvan.com/fa/category

http://doctorshiri.blog.ir/

http://porsesh24.com/
اقا خبرایی هست؟! چ  لفظ من سبک بود!:)))
من تا 24 سالگیم میگفتم حتما و حتما و فقط خود پسر بهم پیشنهاد بده!
اما بعدا نظرم عوض شد !
چون بی نهایت دیدم کسایی که عاشق بودن طلاق گرفتن و سنتی بودن و خوشبخت شدن
ب هر حال من با جلسه اول ک بیان خونه موافق نیستم بهتره وقتی هم رو نمیشناسن و معرفی شده اول کافه ای حایی رفت.البته نظر م هست
البته اینم بگم چند ماه پیش که رفته بودم ی عروسی و مادر یه فامیلمون که ب مامانم گفت من و شوهر نده تا پسرش رو ببینم!:)))
اصلا حس خوبی نداشتم!
چون ن من اوشون دیدم ن اوشون من رو،اصلا از کجا معلوم من رو بدوسته یعنی خوشش بیاد ک خب من لهش میکنم!دلشم بخواد
از طرفی منم خوشم نیاد گناه داره بگم نه!
واسه همین حسم ب این نوع برگشنه!
البته من لوسم خب:/ وگرنه خیلی دوستام بودن ک از طرف پسر ب این شکل خواستگاری شده و ن شنیدن.
ب هرحال خدا رو شکر دیگه حرفی نشد و امیدوارم منصرف شده باشن!فقط من و موذب کردن:)))) دیگه نمیتونم با مامان اون اقا سلام اینا کنم !:)))
ی جوی هست نمیدونم همه جا هست یا نه اما مادرایی ک پسر دارن اصلا دختر مجرد بهشون نزدیک شه دیگه فاتحه ش خونده
مثلا من امسال عید نمیتونم عید دیدنی برم خونه عمه مامانم ک مادربزرگ اوشونه!:))))

خیرررر!

شاید به قول شما بیرون باشه راحت تره
خواستگاری کلا ذاتش اینه! ممکنه جواب نه باشه! حالا یا پسر نه میگیره یا دختر. پس باید نسبت به نه شنیدن آدم قوی باشه

شما دیگه خیلی سخت میگیری! این اصلا خوب نیست. اتفاقا خیلی عادی برید

حیف من فکر کردم خبریه.اما من ک پسر بودم ازدواج نمیکردم!الانم ک دخترم همین شیوه رو خواهم داشت!:)))
واقعا ی جوریه هرچقدر بحث تحقیق هرچیییی انگار مد شده ک یه روزی خراب شه همه چی!
من خیلی سخت گیرم،حالا چون پارسالم حالم خوش نبود نرفتم امسالم روش !

منفی نگر نباشید

هر سکه ای دو رو داره. هم خوبی داره هم بدی

من از مورد سوم خوشم میاد ، اما بیشتر مورد چهارم به پستم میخوره ...
البته الان به مرور عاقل تر شدم و یه جورایی به قسمت اعتقاد پیدا کردم ...
اما از خانواده ها خواهش میکنم وقتی تو مورد چهارم دختر و پسر به توافق نمیرسن و خودشونم مشکلی با این قضیه ندارن ، کاسه ی داغ تر از آش نشن و لطف کنن به نظرشون احترام بذارن ...

مورد سوم خیلی بستگی به شرایط شخص داره

مثلا کسی که کاری نداره و دائم تو خونه هست انتظار مورد سوم داشتن خب غیر منطقیه!
یا کسی که محیط کارش صرفا مردونه یا زنونه هست


ای بابا !

خسته نباشید به هر حال!

من خوندم ها ولی حرفی ندارم. بنظرم عشق قبل ازدواج معنی نداره فقط یه حسه! چون هردوش رو تجربه کردم میگم! یعنی خودم فک میکردم قبل ازدواج این حس رو دارم ولی واقعا اشتباه بود! بعد که ازدواج کردم و در طی یک ماه اول عاشق همسرم شدم فهمیدم این کجا و اون کجا ! :)

منم حرفی در مقابل تجربه ندارم:دی

اَسی بولیده ۱۷ اسفند ۹۴ , ۰۱:۴۷
خیلی خوب بود
ولی کاش یه مدل دیگه هم بود، اینا همه شون یه ایرادی دارن
ولی درکل مورد سوم اگه به انحراف کشیده نشه خوبه

چه مدلی ؟

من فعلا بدلیل خواب آلودگی راننده ، نظری ندارم :))
امید است فردا نظر بدم :))
ممنون .
سر خط :دی 


+ولی پست خوبی گذاشتین آفرین :)
البته از ما که گذشت امید است بدرد جونای این نسل بخورد :)
موفق باشین :)

حالا مواظب باشین خوابش نبره

سلام
همیشه در مورد حضور مادر در خواستگاری با دوستانم مشکل داشتم، استدلال های شما رو هم می آوردم اما اینکه باید از دید یک مرد به این مسئله نگاه کنند رو ذکر نمی کردم... نکته مهمیه که معمولا ازش غافل میشیم و همین باعث جبهه گرفتن در مقابل این مطلب میشه.

این که  یه جا گفتین شما خودتون از نگاه آقایون مطلعید، واقعا همه ممکنه بدونن اما وقتی نوبت تحلیل شرایط که میشه عموما خانوما بهش فکر نمی کنن یا نمی پذیرنش... خوب بود که به عنوان یه آقا بیشتر بهش می پرداختین.

خب بلاخره این تو ذات هر مردی هست و لذتی که بصری بهش منتقل میشه. همونجوری که میگن مردا با چشم عاشق میشن

ممکنه یه آقا از یه خانم خیلی لاغر یا چاق خوشش نیاد یا به هر دلیلی کشش جنسی نسبت بهش نداشته باشه.هر کسی یه سلیقه ای داره دیگه
خب مسلما یه چیزایی رو از روی چادر نمیشه تشخیص داد و درست نیست آدم تو خواستگاری خیلی بهش دقت کنه ولی خب مادر یا خواهرش که این محدودیتو ندارن میتونن شرایط رو حداقل براش توصیف کنن

سلام:)
من فکر میکنم مدل دیگه ای از آشنایی هم وجود داشته باشه
اونایی که اول با طرز فکر و اعتقادات هم آشنا میشن و به هم علاقمند میشن,و بعد ظاهر همدیگه رو میبینن!
کاری به درست یا غلط بودنش ندارم اما,آشنایی های مجازی هم خیلی وقت ها منجر به ازدواج میشه.من چند نمونه ی موفقش رو دیدم
از مدل چهارم اصلا خوشم نمیاد!
من خیلی وقته حتی تو مهمونی ها و مجالس اختصاصی خانوما هم لباس پوشیده تنم میکنم.دقیقا به این خاطر که خانومای پسردار مدام قد و بالای دخترا رو زیر نظر دارن و همش سرشون تو یقه ی دختراست!حس چندش به آدم دست میده!و انگار مورد چشم چرونی واقع شده باشه!
به شخصه,در زمینه ی ازدواج به احساسم متکی هستم.فکر میکنم باید یه کشش اولیه برای آشنایی وجود داشته باشه.و حتما حال خوبیه وقتی به کسی علاقمندی و میاد خواستگاریت,و برعکس حتی!برای پسرها هم گمونم همینطوره!
تو خونه ی ما خواستگاری کم اتفاق افتاده,به معنای کلاسیکش البته.معمولا وقتی تماس میگیرن واسه مقدمات آشنایی پدر و مادرم اول میپرسن که آمادگی داری یا نه؟! ما هم که نداریم!اما تو دو سه مورد بخاطره رودرواسی و قرابت و رفاقت و کلا منگنه های اخلاقی,مجبور شدیم حضورشون رو بپذیریم.
حس خییییییییلی بدیه وقتی یه آقا پسری که یا ندیدیش قبلا,و یا انقد کمرنگ بوده که یادت نمیومده,بشینه روبروت و تو حتی ندونی با گوشه های شالت بازی کنی یا گلای قالی رو بشمری!
من اینجور موقع ها,نه گوشام میشنوه,نه درست میبینم!
یه خاطره ای هم براتون بگم روحتون شاد شه:)))))
یه دفعه یکی از روحانیای محترم که از دوستان صمیمی پدرم بودن اومدن خونه مون واسه خواستگاری.منم که فکر نمیکردم گیر بدن حتما چایی رو خودم ببرم,یه چادر کشیدم رو همون لباسی که تنم بود و رفتم نشستم جلو مهمونا.یه تک بلوز تنگ با آستینای حریر تنم بود و یه شلوار سفید کشی!یهو تا مامانم چایی بیاره,حاج آقا اصراااار کرد که فقط از دست من چایی میخورن.منم از سر احترام پا شدم سینی رو از مامانم گرفتم و رفتم به حاجی تعارفش کنم.تا خم شدم چایی رو تعارف کنم,چادرم از سرم سر خورد و افتاد!بنده خدا دستشو آورده بود که چایی برداره,مهلت ندادم و سریع دوییدم تو آشپزخونه و زدم زیر گریه!از بس صدای خنده هاشون آزاردهنده بود که هنوز تو گوشمه!:(

والا این نوع آشنایی من بهش میگم عاشقی کاغذی، یعنی از روی نوشتن و متن عاشق کسی بشی، دقیقا بردترین نوع آشنایی هست که بیشترین احتمال خطا توش وجود داره. آشنایی از نوع چت و غیره


این راهیه که باید بری. حس بد از فکر بد نشئت میگیره. فکرتون رو درست کنید حستون عوض میشه
خیلی دخترا وقتی آمادگیشو پیدا میکنن که دیگه مورد خوب براشون کم پیش میاد!!! اشتباه استراتژیک دختراس و بعدش هم قابل جبران نیست
خب مسلما اون لباس مناسب خواستگاری نبوده و این ایراد به خودتون وارده!!لباس خواستگاری باید نه گشاد و نه تنگ باشه. یعنی یه چیزهایی رو نمایان کنه ولی به اندازه و نه زیاد! و پوشش کافی هم داشته باشه

متن خیلی جالبی و خوبی بود ، ممنون 
به شخصه مورد 4 رو به هیچ وجه دوست ندارم ، مورد 4 هم خودش دو دسته است یکی که خیلی سنتی و خشک برخورد میشه و ظرف یه هفته پرونده ازدواج رو خیلی کشکی به سر انجام میرسونن ، یه چیزی رو هم برای ما همیشه عجیبه این عجله وحشتناک خانواده پسرا ؟؟؟ حداقل برداشت  خانواده ما اینه که یه مشکلی دارن که اینقدر عجله دارن و هیچ وقتی رو واسه فکر و شناخت نمی خوان 
و یه سری هم که منطقی و درست میرن جلو 
مورد 3 به شرطی که خانم متوجه نشه خیلی عالیه :)

خب تو هر مورد خوب و بد پیدا میشه

بهترینش میتونه 2-3 و 4 به شرط انجام صحبت و بررسی منطقی باشه

شهید شدم تا کل این پست رو خوندم ! یه 3 -4 باری م خطو گم کردم :دی زده بودی رو دست پستای نسرین !!!
4تا اینتر بزن وسطش برادر من .. یه درجه م فونت رو بزرگ کن و بازهم به شرح ایضا :دی و صدالبته باتشکر بخاطر زحمت تایپ
و اما نظر !!!!
اینکه قضیه رو شکافتید خیلی خوب بود ممنون , اون جمله ی "عاشق چیتون بشه" هم بسی جای تامل داشت و من گاهی فکر میکنم بهش و بعضی موقع ها در جوابش خودمو تخریب شخصیت هم میکنم که اوج نگیرم الکی و بدونم چی بودم و چی هستم و جایگاهم کجاست !!! دیدم که میگما .. مثلا مورد داریم یه دختر یا یک پسر کاملا در سطح معمولیه حالا از تیپ یا مالی یا ظاهری یا اخلاق !! کاملا متوسط درست مثل خود من ! ولی دنبال کسی هست به اصطلاح خیلی شاخ (البته من این اخلاق رو ندارما خداروشکر!!)!!! خب از قدیم گفتن کبوتر با کبوتر دیگه !!!
مورد 3 برام پیش اومده چندبار درخواست از سمت همکلاسی مثلا ولی ... نخوردیم بهم به واقع ؛ مورد 4م که به وفوووور و من انقدرررررررررررررر از این مورد4 و خواستگاری سنتی بدم میاد که خدا داند ! مثلا خانومی منو ببینه بپسنده بعد پسره نپسنده ! یجوری رو مخه و تا دختر نباشید نمیگیرید چی میگم :دی
کلا بااینکه حالیمه عشق بددردیه اما تو این زمونه و بااین شرایط که همه انگار ازدواج میکنن تا طلاق بگیرن (!!) ترجیح میدم با عقل و منطق ازدواج کنم !!
حالا نمیدونم این معقوله ی عشق بعد ازدواج چقدر صحت داره!

:))))))


باید بگم در حال حاظر بیشتر از 60-70% ازدواج ها از همین روش 4 پیش میره و همیشه چیزی که آدم دوست داره پیش نمیاد ولی اگه درسست پیش بره مورد 4 جزو پایدارترین ازدواج ها هست

ازدواج مجازی فقط یک مورد دیدم که موفق بوده !! آدرس وبلاگ خانوم رو هم داشتم اگر تو خرابی های بلاگفا نابود نشده باشه برم اون بلاگم پیدا کنم حتما لینکش رو میفرستم .. بنظرم ازدواج مجازی ترسناکه !! نیست ؟! نمیشه تو این قضیه ریسک کرد

+ "خیلی دخترا وقتی آمادگیشو پیدا میکنن که دیگه مورد خوب براشون کم پیش میاد!!! اشتباه استراتژیک دختراس و بعدش هم قابل جبران نیست" خیلی بااین جمله موافقم و من هم دارم همین حرکت رو میزنم اتفاقا و همه م بهم میگن که تا یه سنی خواستگار خوب هست حواست باشه. ولی خب وقتی حس میکنی که فعلا قادر به مدیریت یک زندگی مشترک نیستی (!!!!!) و آمادگیش رو نداری چی! ؟؟! (البته من هنوز جا دارم حداقل لیسانسه رو بگیرمش بعد !!!)


استثنا همییشه هست ولی ریسک این کار خیلی بالاست و این که اکثر موارد برداشت اشتباه از شخصیت طرف پیش میاد



خیلی پست خوبی بود عالی..

ی مطلب کلی بگم توی ازدواج باید احساسو گذاشت کنار و با منطق پیش رفت..بخاطر همین مورد دو و چهار ک زیر نظر خانواده س خیلی بهتر و معقولانه تره چون دختر و پسر گاهی از دید احساس هم ب قضیه نگاه میکنن ولی خانواده اون احساسو نداره و با منطق پیش میره  توی مورد دو خب همو میشناسن چ از نظر خانوادگی و فرهنگی با اخلاق و خصوصیات هم اشنا هستن خیلی خوبه و مورد چهار خیلی از دختر خانوما گفتن نمیپسندیم ولی بنظر من اونم درسته و قشنگ چون ی پسر در مورد خصوصیات مورد علاقش ب خانواده ش میگه و مادر و خواهرشم توی خیلی از جاهایی ک میرن دنبال فردی ک ب پسرشون بخوره هستن و اشنایی اول خانواده ها صورت میگیره تحقیقات انجام میشه و دختر و پسر باهم اشنا میشن صحبت میکنن چندین جلسه خب پس مورد دو وچهار بنظرم خیلی با عقل و منطق بیشتر صورت میگیره و معمولا ازدواجای موفق تری هس...
بعد هم ی مطلبی ک هست ی پسر یا ی دختر ممکنه خیلی ملاکای زیادی داشته باشن فلان باشه بهمان باشه و... ولی میدونین چیه اون ب دل نشستنه خیلی مهمه طرفو میبینی با ی سری خصوصیات ظاهری ک میخوای جور نیس ولی ب دل ادم میشینه بعد هم توی ازدواج قسمت خیلی مهمه...
مورد سه هم خوبه و خیلی قشنگ ولی جناب بنظرم اینجا هم ی سری مشکلات بوجود میاد مگر اینکه دو طرف خیلی عاقل و بالغ باشن...

راستی بحث اینکه فرهنگ دوخانواده بهم بخوره خیلیییی مهمه
عذر طولانی شد..

دقیقا مورد 4 جزو معقول ترین انتخاب ها و تصمیم گیری هاست اگه سعی بشه توش فرصت کافی هم به طرفین داده بشه

بعضی ها خیلی عجولانه اقدام میکنن و نتیجه ممکنه عکس بشه

http://yeshohardarim.blogfa.com/
آشنایی شون مجازی بوده و ظاهرا هم خوشبختن خداروشکر :))
و صدالبته من نظرم راجع به ازدواج بقول شما کاغذی همونیه که گفتم ..اینا یک در هزارن !!

استثناء در همه موارد وجود داره

خب راستش من به شدت از مورد چهارم بدم میاد, قبلا هم سر این قضیه با هم بحث کردیم:// میدونم الان باز فقط یه سری مسئله رو از نظر خودت میگی:) اما باور کن اکثر قریب به اتفاق دخترا از این ازدواج بدشون میاد, حس اینکه ططرف صرفا میخواد زن بگیره! صرفا جنسش زن باشه! حالت چندش ترش این که مامان و خواهرش قبلتر بیان و با دید خریدار(انگار مثلا سیب زمینی پیازه) به آدم نگاه کنن! یه مورد داشتم من خواهرش بسیار وقیحانه مامانمو مجبور کرده بود بیاد توی اتاقم در حالی که من خواب بودم!! بعد کتابخونه م رو نگاه میکرد و ازشون میپرسید که ببینه عقایدم چیه!!؟؟! چرا استیکر نداره اینجا؟!:///
من اینجور خواستگاریا ( یا به قول شما آشناییارو!) در نطفه خفه میکنم, اصلا اجازه نمیدم بیان, حتی اگه طرف موقعیت خیلی خوبی هم داشته باشه.
به هر صورتی که دو طرف قرار باشه با هم آشنا بشن و بخوان ازدواج کنن یه سری معیارا هست! که یکیش هم همون مولفه های ظاهری هست! هیچکس نمیتونه منکرش بشه, حتی توی سنتی.
من ترجیح میدم یه مدت دورادور یا حال چه بهتر نزدیک همدیگه رو ببینیم(محل کار یا هر جای دیگه!) از اخلاقیاتش با خبر باشم, ری اکشناشو بدونم, از نظر ظاهری برام اوکی باشه, بعد متوجه بشم که اونم یه حس متقابل داره و بیاد جلو, قبل اینکه بخواد کار به خانواده ها بکشه یکم بیشتر آشنا بشیم, بعد هم باقی ماجرا.
میدونم که تقریبا به شدت مخالفی اما خب اینم نظری هست که باز خیلی از دخترا اینطوری ترجیح میدن.

مگه وقتی پسر میاد شما همین نگاهو بهش نمیکنید؟ اون موقع پسر سیب زمینی پیازه؟؟

خب همه جور پیدا میشه. شما وقتی خواستگار براتون میاد میخوابید؟!!!!!!!!!!!!!!

یه وبلاگ نویسی بود وقتی بلاگفا بودیم 95% افکار شما رو داشت و همیشه با من بحث میکرد سر این مسائل و درنهایت فکر میکنید با کی و چه جوری ازدواج کرد؟
دقیقا با کسی که تو کفرش هرگز قبولش نمیکرد و با همین روش 4 :)))))
بعد از 1 سال و آخرین خبری که ازش داشتم فوق العاده راضی بود و احساس خوشبختی میکرد
آخرش شما هم همینجوری میشید:))))))))

میرزاده خاتون ۱۷ اسفند ۹۴ , ۲۱:۱۱
واسه من همیشه سوال بوده که چطوری مدل چهارمی‌ها با دو سه ماه رفت و آمد می‌فهمن که می‌تونند باهم زیر یه سقف زندگی کنن :|

هر روش یه مزایا و معایبی داره. در مورد 4 عقل و منطق وزن بیشتری داره

احساس به موقع جاشو پیدا میکنه
میتونی از الانور بپرسی :دی

عاقا من منفی نگر نیستم ، واقعیت همش تلخه مردم دوست ندارن بشنون.

آدم باید طوری زندگی کنه که وابسته ی کسی نباشه چه اقتصادی چه عاطفی چه ..از طرفی دلبستگی خوبه انگیزه میاره ولی اینکه عاشق و وابسته و نابود یه نفر بشیم منطقی نیست عقل تعطیل میشه تصمیمات بیخود گرفته میشه و درجا میزنن یا پسرفت،
 حالا این دلبستگی تو هر کدوم از حالات فوق اتفاق بیوفته و زندگی نرمالی داشته باشن و خودشون و دیگران رو عذاب ندن دیگه میشه ازدباج موفق.

در کل ازدباج خوبه من نمیگم بده ولی چشمها رو باز کنیم ظاهر بین نباشیم خونه زندگی و جیب طرف رو وجب نکنیم انقدر آدمای پولدار دوروبرم هستن که روز و شبشون جهنمه نه طلاق میگیرن نه طلاق میدن و با اعصاب خوردی دارن زندگی میکنن ، قدیما فکر میکردم این حرفا رو کسایی که حسودن میزنن ولی الان دارم میبینم....چه ربطی داشت نمیدونم ! دلم پر بود خواستم جوونای اینجا رو ارشاد کنم.


هستین!!!!

همیشه یه نصفه لیوان خالیه. مهم اینه کجاشو نگاه کنید. من منکر نبود اینا نیستم ولی نیمه پری هم هست

مستر اینا ازخودت بود یا منبعی داشت؟

خودتون کدومشو بیشتر دوست دارین؟

از خودم

من مورد 3 و 4.چون عقلانی ترن

آقاااا تمام موراد این پست به کنار، من اینجا فهمیدم دنیای بلاگ چقددددد کوچیکه . من نصف کامنت گذارای این پست رو میشناسم بدون اینکه از وبلاگ اونا لینک شده باشم :))

وبلاگ نویسا کلا کم شدن. از وقتی شبکه های مجازی رونق گرفت...

✿✿ یاشل ✿✿ ۰۳ خرداد ۹۵ , ۲۲:۳۶
به به کارشناس ازدواجم بودیو ما نمیدونستیم
ایشالا همه انتخاب درستی داشته باشن

اووه تا بخوای:دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">