ساحل افکار

یک بغل شعر

دوشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۴، ۰۶:۱۴ ب.ظ

با لهجه مصرف شود!


بی تو اِز تِمومی آدما دیگه دل بریدم ، وخزا بیا

تناما سوکولی اتاق هِی چپیدم ، وخزا بیا


من به عشقی تو دلم یه ذره چی قِرار نداشت

با دلم اِز سری جوق هِی پریدم وخزا بیا


گفتی که گشنمسا تو یخچالم هیچی که نی

حالا اِز مُغازه ای بریونیه ، نون خِریدم ، وخزا بیا


از پلی خواجو تا مارنون به هواد را اومِدم

دو سه دیقه ای دیگه پل وحیدم وخزا بیا


اومدم اِز کفی رودخونه بیام سمتی شوما

اینجا گِل بودس آ من توش تِپیدم ، وخزا بیا


یاددِس میگفتی تو که هوی خره، دوسِد دارم

چیطوری میخَی بوگوی که اشتبا من شنیدم ؟ وخزا بیا


بی تو من دلم همش قِل میخورد ، آ های بدِس

میدونی که چن شبس بی تو وُ تَنا خوابیدم ؟ وخزا بیا


بیا من یه شاخه گل براد گرفتم ، سه تومن!!!

به خدا این گلا اِز تو بلوارا من نچیدم ، وخزا بیا


از سری احمدِباد ، تا بیدِبادا مفتِ باد

همه جا گشتما جفتی تو دیگه من ندیدم....


وخزااااا بیاااااااا....!!!

موافقین ۴ مخالفین ۱ ۹۴/۱۲/۲۴
دلم واسه دوست اصفهانیم تنگ شد...
وخزا بیااااااا

:)

وخزااااا ینی چی؟

پاشو

میرزاده خاتون ۲۴ اسفند ۹۴ , ۱۸:۴۴
اینم جوابیه همسرش D:

🔹با توام گوشادا وا کون، دیگه شعری آخِرِس
🔸ما میباس جُدا بشیم، اینجوری خیلی بِیتِرِس

🔹کلّه من که دیگه داغ نیس، خیلی یَم چایده شُدِه س
🔸هی نگو دوسِد دارم، این حرفا بی فایده شُدِه س

🔹تو پاچِم مار بوده سا خیال می کردم آدِمِه س
🔸کوچه علی چپ نرو، خُب می دونی که من چِمِس

🔹دیگه دَسِّد رو شُده س، چاخان ماخان برام نکون
🔸اسی اِز پیشم برو، یه روز با اینی یه روز با اون

🔹دیگه اَسِش برا من یُخده چی ارزش نداری
🔸مثی شلواری شُدِه ی که یه وِجِب کِش نداری

🔹حیفی من که عُمریما به پایی عِشقی تو دادم
🔸تو را نشناخدَما با کلّه تو دامِد اُفتادم

مرسیییی خاتون

چه خوب میشد اگه فایل صوتیشو میذاشتین،با صدای خودتون حتی!

مزش به اینه که زور بزنید با لهجه بخونیدش:))))

من آخه بلد نیستم
فقط بلدم بگم خبس،اونم در شرایط خاص:)

سعی کن میشه

برا خوندن این شعره زیاد اذیت نشدم آخه یه هم کلاسی اصفهانی داشتم انقدر که شیرین صحبت میکرد  منم لهجه اصفهانی گرفته بودم و با خودش هم با همون لهجه صحبت میکردم :دی
یادش بخیر :)

پس یاد دوستتم افتادی با این شعر:ذی

اتفاقا با اعراب گذاری خوندنش سخت نیست. 
از بین تمام شهرهایی که رفتم مسافرت، اصفهان تنها جایی بود که بعد از چند روز دوست نداشتم باهاش خداحافظی کنم؛ تازه چند تا خیابونشم یاد گرفته بودم، اطراف بزرگمهر و اینا، میدان نقش جهان که که کلا جهانی دیگر است.. .؛ زاینده رود و پلی خواجو... یادش بخیر. تازه از حمام سروش هم خاطره دارم. 
رفتین اصفهان، برسانید سلام ما را. 

حتما:)

سعی کردم شد:))
ولی باید یه اصفهانی پیدا کنم اینو برام بخونه،رفته رو مخم حسابی:دی
لهجه ی بسیار شیرینی دارید شما:)

خب یکم زمان میبره تا یاد بگیرین دیگه

لهجه ی اصفهانی خیلیییییییییی شیرینه 
اول دوست دارم گیلان زندگی کنم باقی عمر را .. پس از آن اصفهون :دی
من یه دوست اصفهانی دارم ینی تا ببینمش انقدر به حرف میگیرمش فقط کیف میکنم با لهجه ش :دی

مرسییی

چقدر سخت بود خوندنش :| ولی تا اونجایی ک متوجه شدم خیلی قشنگ بود
ببخشید و خزا بیا ینی چی؟
بعد ی سوال دیگه  بریونی اصفهان خوشمزه س و اینکه اگر بخواهین مثال بزنین مزه ش ب کدوم غذا شبیه هس؟

:))))

پاشو بیا
آره. هیچکدوم!!! مزه بریونی میده:))

نفس نقره ای ۲۵ اسفند ۹۴ , ۰۸:۳۷
ای جوووونم چه باحال بود!

:)

دلم برا خالم تنگ شد
برااصفان
برا قدم زد
برا دویدن کنار زاینده روز 
براهمه چیییییز
تو اصفهان اصلا حس خفگی ندارم یه حس اشنا دارم یه حس خوب که دلم میخواد بیشتر بمونم 
خیابونای خوب 
جاهای خوب ادمای خوب 
بهترین دوستم اصفانیه :)

:)

تناما سوکولی یعنی چی؟:|
در پاسخ به راضیه
نه گیلانم بر ای زندگی خوب نیست فقط به درد تفریح و گشت و گذار میخوره.

تنها هستم. گوشه

بعله
مرسی ک گفتین مزه چی میده :)

:)))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">