ساحل افکار

بچه!؟

سه شنبه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۵، ۰۵:۳۹ ب.ظ

داشتم به جریان این ستایش ها فکر میکردم. یه جا یه کامنتی خوندم که به فکر فرو رفتم

داشتم به بچه دار شدن فکر میکردم. خب من هیچ وقت تلویحا اینو عنوان نکردم که تا الان اپسیلونی نشده دوست داشته باشم بچه داشته باشم. نه این که از بچه ها خوشم نیاد که برعکس. خیلی بچه ها رو دوست دارم و ازشون خوشم میاد ولی تصور این که یه روزی بچه ای از خودم داشته باشم یکم برام سخته. سختیش هم نه برای بچه دار شدنشه بلکه برای مسئولیتشه

من تو فامیل همیشه هر کی بچه دار میشه میگم خیلی به بچتون چیز یاد بدید و براش وقت بذارید. مشکل عمده ای که الان جامعه ما ازش رنج میبره فقط و فقط مشکل تربیتی بچه هاست. در حقیقت آدم هایی که به دنیا آورده میشن ولی وقت کافی برای تربیتشون گذاشته نمیشه

واسه همین تا الان هیچ وقت دلم نخواسته جای پدری باشم! بچه و شیرینیش تا 6 سالگی یه طرفه. قسمت سختش از 6 سالگی تا آخر عمر خود آدمه!!

همیشه میگم بچه مثل تف سر بالا میمونه! بلاخره برمیگرده رو صورتت! یعنی عذابی بدتر از این نمیتونه نصیب آدم بشه که بچه خوبی نداشته باشه!

خوندم که پدر پسر قاتل خودش پسرشو برده تحویل داده. این که این پدر چه حسی داشته ذهنمو بد درگیر کرده!


دانلودانه ( خوبی زندگی خوابگاهی اینه که اینو خوب میفهمم)

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۵/۰۱/۳۱
مستر نیمــا
بچه ها... :(
مادر و پدر نه با غم و غصه و نه با گذشت زمان پیر نمیشن... فقط و فقط فرزند و نگرانی آینده ی اوناست که پیرشون میکنه.
:(

پدر مادرا تا لحظه مرگشون نگران بچه هاشون هستن

من دقیقا نقطه ى عکس شمام!
نمیدونم مادره خوبى میشم یا نه،اما با همه ى وجودم به بچه ها عشق مى ورزم و از مسئولیتهاى مادرانه لذت میبرم.
اتفاقا خیلى وقتها پیش اومده که خودم رو جاى مادره یه بچه گذاشتم و تو بغلم گرفتمش و کیف کردم.
باهاتون موافقم که جامعه ى امروز از مشکلات تربیتى رنج میبره،کارى به علتش ندارم.اما اگه پدر و مادره آگاهى باشیم قطعا بچه هاى خوبى تربیت میکنیم.اگه بچه هامون صالح نباشن،بى شک از ضعف خودمونه

چون شما فقط تا شیش سالگیش رو میبینید. واسه خیلی از دخترها بچه مثل یه عروسک جانداره که باهاش خوشحالن!

همه با بچه کوچیک خوشحالن! منتها بعد شیش سال تازه سختیش شروع میشه

من اینجا با یه دختربچه ى هفت ساله مواجهم که حاصل یک زندگى نافرجامه!
کلاس اوله و فکر میکنم تو این سن،تو این موقعیت،بحرانى ترین روزها رو میگذرونه و قطعا براى عروسک بازى نیست که دوسش دارم.وقتى من باهاش آشنا شدم یه دختربچه ى بسیاااار ضعیف به لحاظ درسى و اعتمادبنفس بود.
از اواخره آذر بهش درس میدم و گاهى بیرون میبرمش و تو مسایل درسى کمکش میکنم.الان مدتهاست املاهاش رو بدون غلط مینویسه و تکالیف مدرسه ش نظم گرفته.
یه بار یه نامه آورد برام که ماماناى بچه ها باید غذاهاى محلى درست میکردن و تو یه مسابقه شرکت میکردن.من براش سه مدل غذاى محلى درست کردم و اونا رو تو ظرفاى سنتى شمالى(گمج)تزئین کردم و با سفره ى حصیرى بردم مدرسه.انقدر با وسواس اینکارو کردم که اتفاقا بهش جایزه دادن و کلى ذوق کرد.شاید تو وبلاگم بنویسمش و عکسش رو بذارم.
این کارا زحمت داشت،وظیفه ى مادرش بود.اما من از انجامش لذت بردم،ذوق کردم.وقتى میتونم واسه بچه ى مردم اینهمه انرژى بذارم و مادرانه لذت ببرم،واسه بچه ى خودم که مادرتر میشم!

بهرحال کمک شما مقطعیه. شما مسئولیت این بچه رو حس نمیکنید. منم واسه همین بچه بقیه رو دوست دارم!!!!!

ولی اگه مسئولیتش با شما بود مطمئنا اینقدر لذت نداشت کمک بهش!

منم بچه داشتن رو دوس ندارم. با خودم فکر میکنم از اولین روز 7 سالگیش به ازای هر اشتباهی که در روند زندگیش کنه من باید بشینم به حساب کتاب که ایا من کوتاهی و تقصیری در اون زمینه داشتم یا نه. اخرشم اغلب بچه ها طلبکار پدر و مادرن...

به به. عبور بخیر. از این ورا:))))

نظر من در این مورد به نظر شما نزدیکتره:دی

وای اسم بچه نیارین :|
من همیشه امیر حسینم رو :دی
که خیلی هم بزرگ شده :)
یک پسربچه باهوش و درستخون ،با اخلاق با تربیت ، مهربون و نمازخون  و هر چی خصوصیات خوبه تصور کردم و میکنم :)
یادمه همیشه مادرم میگفت هر وقتی خواستین بچه دار شین  مثل خودم با وضو بخوابین  !
همیشه با وضو به بچه تون غذا بدین  !براش هیچی  تو خونه  کم نذارین که تو بیرون دنبالش باشه بخصوص محبت !
نه اونقدر لوسشون کنین نه برعکسش !همه چی در حد تعادل ...
حتی ارتباط شون با خونواده و فامیل باید در حد تعادل حفظ بشه !
ولی بنظرم درسته این کارا ممکنست  جواب بده ولی تو این دوره و زمونه سخته جواب دادن اینا :||
سخته بزرگ کردن اولاد از بعد شش سالگی :||
هر کی خوب بچه شو تربیت کنه و بزرگشون کنه اول یه دل شیر میخواد دوم باید صبر ایوب داشته باشد که معمولا مادرا 
دارند ولی پدرا کمتر دارند یا اصلا ندارند :||
ولی خدا کنه همه مون جمعیا عاقبت بخیر بشیم .آمین...

+
البته عنوان کرده بودین نمونه اش اینکه دوست داشتین دختر نداشته باشین چون بزرگ کردن دختر رو تو این زمونه براتون 
سخت بود :)
میخواهین عنوان پست رو بهتون بگم ؟:))

حرفتون رو قبول دارم ولی میدونم خیلی ها از پسش بر نمیان!

کمتر از 10% از عهده اش بر میان

اگه یه روزی خواستم بچه دار شم فقط پسر!

و یه عده به همین وسواس و بهانه ی "میخوام درست تربیتش کنم و چون نمیتونم و مطمئن نیستم بتونم" از زیر مسئولیت بچه دار شدن در میرن
ولی نتیجه ی این ایده ی شما این نیست که بچه های بدتربیت و بی تربیت کمتر بشن
به هر حال هستند کسانی که بدون فکر بچه به دنیا میارن و بی هیچ تلاشی برای تربیتشون بزرگشون کنن.

بهر حال این روزا مادرا بیشتر تو گوشی و اینترنتن تا بچشونو تربیت کنن!

همون بهتر که بچه دار نشن و یه آدم بدتربیت شده و بی مسئولیت تحویل جامعه بدن تا گند بزنه به جامعه.هر چی کمتر بهتر

زندگی بدون بچه بی هدفه مستر...فکر کن سالها کار کنی واسه کی؟ به امید کی؟
خود شما مگه خوب تربیت نشدی؟ پس میتونی بچه ات رو هم خوب تربیت کنی...

به نظر من بچه هدف نیست

بچه وسیله ایه که والدین خودشونو باهاش سرگرم میکنن تا حوصلشون سر نره!!!!
زمان ما خیلی فرق داشت.نوجوون های الانو ندیدین؟؟؟

سلام 
موافقم با پستی که گذاشتید. بچه داشتن خیلی مسئولیت داره هرچند من مجردم اما با همه وجودم درکش کردم. از وقتی مادرم فوت شده مسئولیت زندگی با منه. همش نگران برادرام میشم که دیر میرن زود میان مریض نشن غذا خوردن نخوردن لباسشون امادست یا نه محیط کارشون چی پیش میاد و خیلی مسایل دیگه. واقعا خیلی سخته الان میفهمم مادرا چقدر سختی کشیدن و مسئولیت دارن هرچند هیچ وقت به زبون نیارن. پدر یا مادر بودن کار ساده ای نیست. من کسی رو میشناسم با وجود اینکه میتونستن بچه داشته باشن الان بعد بیست سال زندگی بچه دار نشدن فقط به خاطر مسئولیتش.

آدم یا نباید بچه دار بشه یا اگه شد باید اینقدر تلاش کنه که فردا یه بچه درست تحویل جامعه بده

شما بچه دارررررر نمیشین :)))))))))
خانمتوننننن بچه داررررر میشه :)))))( آیکن نیشخند از تهران تا خود اهواززززز :دی )
درضمن مگه دست شماست که پسر بیاد یا دختر ؟:))

+روانشناس مون میگفت : من دو تا پسر داشتم و خیلی خوب تربیت شون کردم و تو اینمدت زندگیم هیچوقت آرزوی دختر 
نکردم چون از بزرگ شدنش و تربیتش واقعا میترسیدم میگفت همیشه میگفتم اگر دختر دار بشم هیچوقت دوستش ندارم
چون بزرگ کردن دختر دو برابر پسر صبر و تحمل میخواد میگفت وقتی خدا بچه سوم رو که دختر بود بهم داد گفتم خدایا چرا ؟
آخه تو که میدونستی من حتی آرزوی دختر داشتن هم نکردم چرا ؟
میگفت کم کم به مرور زمان دیدم نسبت به دختر عوض شدم کم کم عاشقش شدم کم کم علاقه ام به دخترم به بچه ام 
زیاد شد اونقدر زیاد شد که حاضرم تمام دنیام رو بدم ولی دخترم رو ندم ! میگفت اون ترس هم ریخت چون تونستم با کمک 
خدا و بعدش همسرم از عهده تربیت درست دخترم بربیام و تونستم به خودم حداقل بفهمونم که اونقدر هم سخت نیست بزرگ 
کردن دختر !؟ فقط بزرگ کردن دخترا یک عشق بالاتر از بزرگ کردن و تربیت کردن پسر میخواد !
میگفت الان دخترم بیشتر از دو تا پسرام دوست دارم ! 
چون کوتاهی تو بزرگ کردنش نکردم ! حالا دختر و پسر هم اونقدر فرق ندارن با هم مهم تربیت درسته !


++
موافقم 
البته من الان پسرم ماشاءالله واسه خودش یک پا مرد شده :)

+++
حالا کمتر از ده درصد نیست :)))
درصدو ببر بالا :)))))

مشکل دختر همینه. عاشقش میشی!!! بعد یکی میاد میبردش!!!

البته اگه خوب تربیت بشه ولی خیلی سخته و دردسر داره

اینجورى به مسائل نگاه کردن،یجور وسواس فکریه!
چرا فقط پسر؟!
مگه آسیب هاى اجتماعى براى پسرا کمه؟!
اتفاقا با یه مطالعه ى سرسرى روى آمار بزهکارى،متوجه میشین که خیل عظیمى از پسراى جامعه مون دچاره آسیب هاى جدى و جبران ناپذیرن

تربیتش ساده تره!

درباره عمده پست امشب چیزی نمیگم ،!!! 

اما موزیک! عالی بود یه حس عجیبی داشت ،
صدای من رو از خوابگاه می شنوید بفرمایید چایی نبات :)))) 

چرا؟
نوش جان. خوابگاه شلوغ شده؟ بعد عید خوابگاه تا اردیبهشت عالیه
تا قبل امتحانات البته

بعد تو عاشق دو نفر میشی یکی دخترت یکی دومادت :))))))))

+
حالا اینا رو بیخیال شما اول دنبال مادر بچه هات (فک کن بچه هات 5قلو باشند سه تا دختر دو تا پسر :دی )
باش بعدا خدا بزرگه :)))))))))))
میگن هر کی سه تا دختر رو خوب تربیت کنه یه خونه تو بهشت به اسمش میزنن :)
شما بعد از این که مادرشون پیدا کردین یکیشون هم خوب تربیت کنی من سفارش میکنم یکی از همون خونه ها رو بنامت بزنن :)))))
ولی اول مادرشون پیدا کن:)))))))))
دردسرش هم مثل همیشه مادرشون تقبل میکنه :)))



هیچ وقت یه مرد عاشق دومادش نمیشه!!! اینو فقط مردا میفهمن!!!


فعلا بیخیال مادر بچه هام:))))

من یه دختره موفرفرى میارم،اونوقت عکسشو میذارم،دل همممممه تون آب میشه از دیدنش:))))))
عاااااااااالى هم تربیتش میکنم
اگه هم خوب تربیت نشد،به عمممه ش رفته لابد:))

وایییییییی من موفرفری بدم میاد!!!!

من که میگم آخرش یه موفرفرى سرت میاد:))))

خدا نکنه

این پست دقیقا حرف دل من بود :/

من خودم پرم از ضعف! بعد چه جوری یه بچه به دنیا بیارم و تربیت کنم؟؟؟؟
البته من گاهی فکر می کنم شاید بعد از ازدواج دیدگاه متعادل تری نسبت به بچه دار شدن پیدا کنم.به هر حال میشه گفت کسی که ازدواج میکنه تا حدی روحیه ی مسیولیت پذیری بالایی داره

اینم که میگین مشکلات بعد از 6 سالگی شروع میشن راستش از نظر من مطلقا اینطور نیست و اگر هم اینطور باشه تا حر زیادی قابل کنترل هست.دقیقا دوران کودکی دورانی ست که پیش نویس های تربیتی هر فردی پایه ریزی میشه و حتی ثابت شده که خیلی از ناهنجاری های رفتاری بزرگسالان ،ریشه در دوران کودکی اون ها داره! پس اون دوران زمانی هست که باید براش زحمت زیادی کشیده بشه و شالوده ی شخصیت و هویت بچه اونجاست که شکل میگیره.6 سالگی به بعد هم مشکلات خاص خودش رو داره البته

از شیش سالگی مشکلات خودشونو نشون میدن!

قبلش بچه رو میشه راحت هندل کرد. بعدش سخته ولی

والا بابایمن  عاشق دوماد اولشه :)
یعنی نمیدونم اگر دوماد سومش بیاد عاشقش نه ولی حداقل دوستش میتونه داشته باشه ؟:دی 
یا پدر خانم خانداداش بزرگم خودش همیشه زبونی میگه و ( دلی هم  با اخلاقش نشون داده )
 که عاشق داداشم هستش و از دخترم 
بیشتر برام عزیزه...
ببینین بنظرم بستگی به اخلاق جناب دوماد داره :))))
با این اوصافی که شما میگین پیامبر عاشق امام علی نبوده ؟:) هوم ؟
من این حرف رو قبول ندارم


+
به فکرش باش ولی :)))))))))

اینا زبونیه. خیلی جدی نگیرید:)))

زینـب خــآنم ۳۱ فروردين ۹۵ , ۲۲:۵۴
منم بچـهـ خیلـــی دوس دارم ، ولی فقط تا 2-3 سالگی !!
همش میگم من بچه بیارم تا دو سه سال اول خودم بزرگش میکنم ، بعد میدمش ب هرکی خواست !!
این بچه ها دست ُ زبون در میارن دیگ سخت میشهـ کار ِ آدم !
همون کوچولوشون خوبه ک هرکاریم بکنی هیچ دفاعی نــمیتونن از خودشون بکنن  : )))

کلا بچه وقتی بچه است خوبه نه بعدش

میرزاده خاتون ۳۱ فروردين ۹۵ , ۲۳:۱۰
بله سخته ولی دلیل موجهی برای بچه‌دار نشدن نیست. اگه همه اینجوری فکر کنن که نسل بشر هم مثه نسل دایناسورها تاحالا منقرض شده بود :| زندگی ما آدمها با در کنار هم بودن و بوجود آوردن موجوداتی شبیه خودمون معنا و مفهوم پیدا می کنه و آدم هایی که به هر دلیلی ازدواج نمی کنند و به هر دلیلی نمی خوان  یا نمی‌تونند فرزندی داشته باشن یه جای خالی بزرگ تو زندگیشون دارن و این جای خالی را تا روزی که زنده هستن مثه باری سنگین روی دوششون حمل می کنندحتی اگر حاضر به قبول کردن این حقیقت نباشن. البته که به نظر من بچه‌دار شدن  فقط یه اتفاق نیست که شما بصورت بیولوژیکی باعث زاده شدن یه انسان بشین. بچه‌دار شدن یه پروسه‌س که شما بصورت فیزیکی و عاطفی از بچه‌تون از نوزادی تا بزرگسالی حمایت می کنید . البته یه بخشی از این پروسه به عهده اجتماع و دولته اما بخش  با اهمیت‌ترش به عهده پدر و مادره . اگه همه‌ی پدر و مادرها وظیفه‌شون رو درست انجام بدن وضعیت جامعه انقدر نابسامان نمی‌شه. اینکه وضعیت بد اجتماعی(یا حتی اقتصادی) بشه دلیل بچه‌دار نشدن نه تنها این وضعیت رو اصلاح نمی‌کنه بلکه بهش دامن هم می‌زنه . صورت مساله رو نباید پاک کرد آقای مهندس.

به نظر من آدم باید زمانی که حس کردی واقعا امادگی پذیرفتن این مسئولیت رو داره اقدام بکنه. درسته بچه شیرینه ولی مشکلات خاص تربیتی خودشو داره.

اکثرا بچه دار میشن میگن بعدش یه فکری میکنیم و نتیجه اش میشه این که اکثرا اهمیتی به تربیت فرزندشون نمیدن.میذارن خودش بزرگ میشه دیگه!!!!

کار خوبی میکنی! یکی دو نفر کمتر، اکسیژن بیشتر :|

دقیقا

این نشون میده شما هنوز وقت ازدواجتون نرسیده:دی

ازدواج با بچه داری یکیه؟

دانلودانه زیبا ولی لامفهوم لاترجمه :|
به کدوم زبون حرف میزدن اینا ؟

بختیاری

رسما دیوانه ی این آهنگم حــــــــــرف نداره

:دی

دقیقا! مسئولیت تربیت بچه و نگه داریش از سنگین ترین مسئولیتاست

کیه که بفهمه آخه!!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">