ساحل افکار

هعییی

چهارشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۹:۱۰ ب.ظ

هفته قبل رفتم خونه اما خواهر زاده هام نبودن رفته بودن تهران. الان دلم یه عالمه واسشون تنگ شده:(((((

نخ سوزن اون کوچیکه.دلم براش ضعف میره از راه دور

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۵/۰۲/۲۲
مستر نیمــا
من کلا یه خواهرزاده دارم که تنها خاله اش محسوب میشم.
بچه بیچاره از وقتی دنیا اومده من رو خیلی کم دیده. هر وقت میرم طرفش میزنه تو سرش :) خاله موجودیست شیرین که این بچه قدرش رو نمیدونه...

آخییییییی

خب یکم به بچه محبت کنید خودش میاد سمتتون

تنشان و ایضاً تنتان سلامت باد :دی

متشکرم.همچنین

محبت میکنم بابا. هر بار کلی سوغاتی براش میبرم ولی بچه است و یادش میره.

دختره یا پسر؟

اسکایپ باهاش حرف نمیزنی؟

گمـــــــشده :) ۲۲ ارديبهشت ۹۵ , ۲۲:۱۰
چه دایی خوبی
:))

^_^

سلام :)
اصلا خواهرزاده کوچکا عشقن منم دلم برای کوچکه با وجودی که دبیرستانی تنگ شده یک هفته اس ندیدمش ولی 
انگاری شش ماهه ندیدمش اینقدر دلم براش تنگ شده که حد و حدود نداره :((


+
من بجاتون بودم دعوتشون میکردم یکمدت بیان پیش خودت :)

خدا حفظشون کنه


اگه یه ماه بیان اینجا که مامانم منو میکشه:))))
مامانم یه روز نبیندشون دلش تنگ میشه

میرزاده خاتون ۲۲ ارديبهشت ۹۵ , ۲۳:۰۶
خدا شانس بده! خواهرزاده‌های شما دایی دارن، بچه‌ی منم دایی داره :| 

:)))

چون خودم هم خاله هستم هم عمه کاملا این دلتنگی و درک میکنم خیلییی سخته :(((
خواهرزاده هامو 3-4روز بگذره نبینم واقعا از دلتنگی حالم بد میشه

خدا حفظشون کنه

خیلی خوبن

خواهر ندارم.ازوقتی هم چندتافسقلی به جمع ما نوه ها اضافه شده از بچه ها بدم میاد.ازدیوار راست میرن بالا.وقتی همشون دورهم جمعن وآتیش میسوزونن دلم میخواد دوتادوتابگیرمشون بکوبمشون توهم.اعصاب نذاشتن واسم

چقدر بی اعصاب!

ممنون 
و همچنین 
آقا کی گفت یکماه؟
 یکمدت :))
اصلا مامانتون هم دعوت کنین :)


خب اینجا هوا خوب نیست گرمه.خودم برم بهتره:دی

پسر یک و نیم ساله!
عید که رفتم خونه کلی باهاش بازی کردم...روزای اولی که برگشتم وقتی اسکایپ میکردیم کلی باهاش حرف میزدم و اونم برام نمک میریخت!
باز از دو هفته پیش تا میبینه من رو تو اسکایپ، اخماش میره تو هم و میزنه تو سرش که یعنی جمعش کنین این بره!! اینم از روزگار ما :)

:)))))

نه خب اون فیلمشه :))))
خدا حفظش کنه

محمدرضا امیری ۲۳ ارديبهشت ۹۵ , ۱۴:۴۰
پاشو بیا تهران :-)
یه سرم به ما بزن

کی میره این همه راهو:دی

من که هنوز نه خاله شدم،
نه عمه،
نه حتى دایى:(

ایشالا زودتر دایی بشی بفهمی چه مزه ای میده:)))))

حالا من خواهر ندارم و شما هی بیا از خواهرزاده ها بنویسین :((
خدا حفظ شون کنه :)*

مرسی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">