ساحل افکار

مثل وقتی بیخوابی باعث میشه که...

جمعه, ۹ مهر ۱۳۹۵، ۰۴:۴۵ ق.ظ

نمیدونم من اینطوریم یا همه وبلاگ نویسا اینطورین. این که وقتی نصف شبم بیدار میشی و رو گوشیت نگاه میکنی چک کردن وبلاگ یکی از عادتهامه. یا این که حتی وقتی دیر به دیر پست میذاری و وقتی میای میبینی باز کامنت جدید داری یه حس خوب بهت دست میده 

داشتم  تو بیداری بی وقت نصف شب وبلاگ میخوندم که الی منو برد به دوران بچگی هام. وقتی مجسمه های گلی درست میکردمو و تو باغچه با سنگ نماهای ساختمون یه حوض کوچولوی یک وجب در یک وجب درست میکردم. به وقت هایی که یادم میاد خیلی فسقلی بودم و دوبنده رو شلوارم میبستم و بعد میرفتم پیش بابام و دوستاش و حرفای گنده گنده میزدم! یا وقتی بزرگتر شده بودم و یاد گرفته بودم بدون اینکه دستمو به فرمون دوچرخه بگیرم برونمش و باهاش بچرخمو و دور بزنم. چقدر کیف میداد کل کل مسیرو اینجوری میرفتم.حتی سر پیچو. یا یاد وقتی که منتظر میموندیم تا ساعت ۴-۵ بشه و برنامه.کودک شروع بشه!

بعد هم رفتم به دورانی که کم کم پخته شدن و جزغاله شدن رو طی کردم و تا اینجوری شدم.جالبه بعد از طی کلی مراحل رشد و بلوغ لازم میدونم بعضی وقت ها بقیه و نظراتشون رو به یه جاییم حواله میدم و میذارم کودک درونم هر چی میخواد لگد پرونی کنه واونجوری که دوست دارم حال کنم

یه مراحلیم تو زندگی آدم پیش میاد که با خودش فکر میکنه آیا این راهی که اومدم و دارم میرم درسته؟ نکنه واقعا فردای روز  مثل  همه اینایی که تو گوشت میخونن به اینجا برسم که اشتباه کرده باشم! نکنه منم باید چشممو رو بعضی چیزا میبستم


موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۵/۰۷/۰۹
مستر نیمــا
♫ شباهنگ ۰۹ مهر ۹۵ , ۰۶:۱۱
فکر کنم اغلب بلاگرا این طورین
من قبل از خواب، حتما ستاره های بیانو خاموش می‌کنم و همه ی inoreader م رو می‌خونم و کامنتا رو جواب میدم. ولی اگه نصف شبی بیدار شم یا حتی صبح برای نماز، اولین حرکتم چک کردن بیان و inoreader هست.

من از کودکیم، درخت گیلاس و گردوی حیاط مامان بزرگم اینا یادمه

من دیرگاهیست اینو ریدرمو چک نکردم

من همه حرفای این پست رو میفهمم...

:)

. زیزیگلو ۰۹ مهر ۹۵ , ۰۸:۰۷
من هررربار که گوشیو دست میگیرم اول نتو روشن میکنم بعد وبلاگمو چک میکنم
حتی اگر پست نزارم.

پس همه اینجورین

زینـب خــآنم ۰۹ مهر ۹۵ , ۰۹:۴۲
اون قسمت کامنت جدید بدون پست ب منم حس خیلی خوبی میده

:دی

من وبلاگ رو اخر همه چک میکنم!:پی
...
ببین، اینکه تو بعد از چند سال ممکنه برگردی و از بعضی تصمیمات پشیمون شده باشی یه چیز کاملا طبیعیه به نظر من
چون آدما توی موقعیت تصمیم میگیرن و مهم اینه تو توی اون برهه از زمان این دید و منطق رو داشتی، ندونسته تصمیم اون لحظه ت رو نگرفتی و اون زمان از انتخابت راضی بودی
ادم به مرور دیدگاهش عوض میشه و دیدش نسبت به یه سری موارد کامل تر
چیزای اصولی رو منظورم نیست!
در هر حال که، نگران این بخش نباش
سعی کن الان تصمیمت راضی نگهت داره و تا میشه احساسی نباشه
چون حس ثانیه ای عوض میشه ولی منطق به این راحتیا نه

ولی این حس که بعدا بفهمی تصمیماتت که الان فکر میکنی منطقیه بفهمی اشتباه بوده آزار دهنده است

آره من هم هر وقت بیدار میشم وبلاگم رو اکثرا چک میکنم و دوباره میخوابم ؛)))

:)

منم همینجوری ام :دی

:دی

سلام 
اعتراف میکنم منم اینجوریم که نصف شبی بیدار شم حالا به هر علتی این شکلی عمل میکنم :)


+
به آغوش وبلاگتون خوش اومدین و ببخشید که اینمدت بهتون سر نزدم (آیکن خجالت )
سرم شلوغ بود.

ُسلام.مرسی

:دی



کامنتم به سرعت پرید و بجای باران یه اسم عجیب غریب اشتباها نوشته شد :||:)))

فک کنم این رفتار همه گیره:)
دوراهی ها خیلی سخته...و آدم مستاصل میشه...

همینطوره

سلام 
من که وبلاگ ندارم ولی همیشه میام وبلاگ شما و چندتا دیگه رو چک میکنم حالا هر ساعت شبانه روز باشه فرق نداره دیگه فکر کنم برای شما وبلاگ دارا یه رفتار عادی باشه 
خیلی سخته بعدا از تصمیمت پشیمون بشی من این حس رو تجربه کردم و به شدت کلافه شدم مخصوصا اگه اطرافیان باعث بشن این حس تشدید بشه

بیشتر باعث نارحتی میشه و این که دیگه شاید امکان تصحیحش نباشه

نفس نقره ای ۰۹ مهر ۹۵ , ۱۲:۰۴
بعد از تلگرام :دی

معلومه اونجا بیشترخوش میگذره:پی

من حتی شده گاهی فک کردم که کاش بیان هم یه اپلیکیشن میساخت راحتتر میتونستم وبلاگمو چک کنم و دم دست تر بود:))

اپلیکشینشم با کروم خیلی فرق نمیکنه

شوخی با  پروفایل دوستان کامنت گذار  :))))))
دو تا جغد پیدا شده تو وبلاگ شما :دی :))))))
ولی الان یکیشون قورباغه شده و ماهیت جغد بودنش رو از دست داده :دی  :)))))))
شباهنگ بیا توضیح بده :)))))))))))):دی 


+
آخ آخ گفتین اون تصمیمات :||
یعنی عین اون رزمی کارا  دوست دارم  همچون خاطراتی رو از   وسط  نصفش کنم :||
بخصوص وقتی حتی به عقب هم نمیشه برگشت :(((

چقدر خشن :(

در ضمن:
انسان نباید هیچوقت از اینکه در اشتباه بوده است ، خجل و شرمسار باشد ، هر چه که باشد ، امروز عاقل‌تر از گذشته شده است ."

 جاناتان سویفت 

بحث خجل یا شرمسار بودن نیست! بحث اینه که چرا دیر بهش پی برده

ببخشین :((
آخه نمیدونین چی کشیدم :((
خشن نیستم :((
ولی بعضی از تصمیمات گذشته ام خیلی اشتباه بوده :((

+
البته این رزمی کارا برای تفریح میزنن اون چوب ها رو از وسط نصف میکنن :)

گذشته دیگه:)

یاد دوران کودکی خودم افتادم که همیشه دوستای بابام که میومدن خونه مون، منم می رفتم پیش اونا میشِستم و کلاً با مردها بیشتر حال می کردم تا جمع های زنونه :-"

همین الانم با مردای مرد (!) اون لوتی هاش، بیشتر از هر قشری حال می کنم ! که البته نایاب شدن دیگه :))))

چه جالب

نایاب یا کم یاب؟

♫ شباهنگ ۰۹ مهر ۹۵ , ۱۳:۳۷
@باران
این قورباغه ی سبز، هدر فصل اول وبلاگم بود. هدر دوران مدرسه :)
قدیما که وبلاگ داشتم خیلی چکش میکردم ولی الان نه الان دوست دارم وبلاگای دیگرانو بیشتر بخونم ببینم هرکی چه درد و دلی داره خوشحاله یا غمگین خوشبخته یا نه اما خب الانشم کامنتا و اینکه خونده میشی حس خوبیه درکل

+من که راه درستی رو نرفتم اگر برگردم به عقب مثلا به پنج سال پیش خیلی خیلی زندگیمو تغییر میدادم از اینجا هم که ایستادم نمیدونم باید چکار کنم دقیقا...

کاری که نمیشه کرد فقط سعی کنیم تکرار نکنیم

گمـــــــشده :) ۰۹ مهر ۹۵ , ۱۴:۳۸
من اگه گوشیم ازین هوشمندها بود که همه دارن هر دقیقه وبمو چک می کردم.
فقط وبمو چک می کردم
نه نستا
نه تلگرام
نه کوفت
نه زهرمار
فقط وبلاگ
فکر کنم از نشانه های تنهاییه
:)))

با همون گوشی های معمولیم میشه چک کرد :دی

بانوچـ ـه ۰۹ مهر ۹۵ , ۱۴:۴۰
حس میکنم خیلی از بلاگرا اینطوری باشن.
عادت ندارم زیاد با گوشی وبلاگ چک کنم ولی اکثرا بیدار که میشم در مواقع خیلی کمی با گوشی و بیشتر وقت ها هم میام میشینم پشت سیستم و چک میکنم.


سیستم کلا بیشتر حال میده

. زیزیگلو ۰۹ مهر ۹۵ , ۱۵:۲۳
هیچوقت باد نگرفتم دوچرخه رو بدون دست گرفتن به فرمون برونم... آخه چجوری؟ هی تلاش میکردم هی میفتادم...
آخه کنترل چرخ جلو که دست خود آدم نیست

کلا کیفش تو همینه

خیلییییی حال میده.هست باید از یه سرعتی بیشتر بری و از جهت دهی به بدن استفاده کنی

مدادرنگى ۱۰ مهر ۹۵ , ۱۰:۰۵
آره آره
به نظره منم اشتباه کردى خیلى جاها
خیلى راه ها رو نباید میرفتى
خیلى راه ها رو هم باید میرفتى اما نرفتى:)))))

شصت درصد شصت درصد

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">