ساحل افکار

چیزهای کوچیک که آدمو کیفور میکنه

سه شنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۴۱ ب.ظ

از اون دسته آدم هایی هستم که تو ابزار فروشی که میرم کیف میکنم!!!! یعنی هر کی منو دوست داشته باشه واسم یه سری آچار و وسیله بگیره از همه چی بیشتر خوشحالم میکنه. البته از جنس خوبش که خبگرونم هست:دی ی ی ی ی

اونروز دیدم که عههههه ماشین صورت تراشیم درست کار نمیکنه! خب من از اون دسته آذم هایی نیستم که برم بدمش تعمیر کار. نشستم بازش کردم و فهمیدم مشکلش کجاست. رفتم قطعشو خریدم سه هزار تومن ناقابل و تعمیرش کردم. خیلی هم روون و بی صدا کار میکنه که نگو. اگه میدادم بیرون حداقل 20-30 تومن واسه همین کار ازم میگرفت.

در همین راستا چند وقتی بود ابگرمکن قر میومد و خاموش میشد. خب باز رفتم آبگرمکنو باز کردم و با این که هیچچچچچچچچ سررشته ای در این زمینه نداشتم رفتم سراغ گوگل جونم و آنچه نیاز بود ازش یاد گرفتم و رفتم خودم تعمیرش کردم 

اینقدری کیف میده که آدم از مکانیزم همه چیز سر در بیاره و بتونه دل و رودشو در بیاره و بعد بذاره سر جاش که نگوووو

یه بار یه جای یونیت دندون پزشک که مشکل داشت. همینجوری از سر فضولی بازش کردم و گفتم فوقش یکی میاد درستش میکنه. در کمال ناباوری فهمیدم ایرادش از کجاست و به راحتی با تعویض یه قطعه درست شد. و چشمای یه سریا 4 تا شد:دی

ناگفته نماند من عاشق مکانیکی هم بودم. بعنی دوست داشتم یه زمانی برم کل دل و روده یه ماشینو بریزم پایین و بعد سر همش کنم. حیف که هیچ وقت فرصت نشد برم سراغش

اگه یه روزی برگردم به انتخاب رشته کنکور، اگه نرم تجربی تو ریاضی قطع به یقین مکاترونیک رو انتخاب میکردم و میدونم که میترکوندم توش!

حبف این استعدادهای بی پایان من که همشون حروم شد:دی (نوشابه خانواده باز کردم. بفرمایید زیاده :)))))

موافقین ۸ مخالفین ۰ ۹۵/۰۷/۲۷
مستر نیمــا
خب برو دنبالش:| چیه وقتتو حروم می کنی به عشقت نمیرسی؟!

دیگه از ما گذشته

من دوباره برگردم بجای مهندسی شیمی مهندسی مکانیک میخوندم

من هم برقو دوست داشتم هم مکانیکو

البته عاشق برنامه نویسی هم بودم

♫ شباهنگ ۲۷ مهر ۹۵ , ۲۲:۵۶
راستش تعمیرکار قبلی خوابگاه چند وقته رفته مرخصی و
این درِ اتاقمون گیر داره، یا بسته نمیشه، یا بسته میشه و باز نمیشه
لباسشویی‌مونم نمی‌دونم چه مرگشه که هر چی تنظیم می‌کنی رو نیم ساعت، به کمتر از 4 ساعت رضایت نمیده
در یخچالمونم بسته نمیشه
چمدون کوچیکمم عمودی واینمیسته و هی می‌افته
زیپ کمد لباسمم گیر داره
شیر آب آشپزخونه هم هی چیکه می‌کنه
هم‌اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم
فقط دانشجویی حساب کن مشتری شیم بازم

چون دانشجویی هستین به چای دولا پهنا یه لا حساب میکنم

خانوم لبخند :) ۲۷ مهر ۹۵ , ۲۳:۱۹
منکه معتقدم آقایون از شکم مادر مکانیک زاده میشن:/

همه اینجوری نیستن.هم خونع ای نن بلد نبود یه واشر شیر آب عوض کنه

گمـــــــشده :) ۲۷ مهر ۹۵ , ۲۳:۲۵
خب بهتون تبریک می گم
شما کاملا آماده ازدواج هستین
از حمله شرایط آمادگی برا مزدوج شدن یه مرد اینه که کار فنی بلد باشه
و شما بلدی
برو زن بگیر ببینم
:دی

از بچگی بودم خب 

خیلی دیر شده یعنی:)))

خانم فـــــ ۲۷ مهر ۹۵ , ۲۳:۲۶
خوبه دیگه، همین که کارای روزمره راه بیوفته خعلیم عالیه مکاترونیک خوندن چیه عاخه! یه مشت الکترونیک و دینامیک فرو میکنن تو مخ بچه ها بعد یه ماشین ریش تراش نمیتونن تعمیر کنن p:

اگه اونا رو بلد بودم ربات میساختم

بابای من دقیقا اینجوریه. ینی از زیپ کیف گرفته تا اوتو و حتی تلویزیون (البته چن سال پیش که قدیمی ها بودن نه این ال ای دی ها) رو خودش باز میکنه درست میکنه. بعد من تو پیش فرض ذهنیم همه ی مردا همینجوری بودن. أوائل ازدواجمون تو شوک بودم اخه خانواده ی محسنشون حتی لامپ خونه رو هم مرداشون عوض نمیکنن!!
بعد محسنو ول کنی برا سرویس کردن کولر هم یکی رو میاره!!! ینی خیلی خورد تو ذوقم خدایی! بابای من برق کشی ساختمونمون رو هم خودش انجام داد و خیلی فنیه. اصلا برام قابل هضم نبود مرد این کارا رو بلد نباشه.

خیلی خوبه که بلدین :)

خب بعضی مردا اینطوری هستن. این روزا تعدادشون رو به کاهشه

عارفه هستم ۲۷ مهر ۹۵ , ۲۳:۳۴
عمیقا فکر می کنم اگر ادم دنبال علایق نرود به خودش خیانت کرده تا اخر عمر اون وقت فکر می کنی من اگر فلان کار و کرده بود الان چی می شد برای همین همیشه به علایق خودم احترام می گذارم تا بعد تر حسرتش رو نخورم

عمیقا درست فکر میکنید ولی همیشه دست یافتنی نیست

طراحی صنعتی میومدین هم موفق بودید ...
مکانیزم یه چیز هیجان انگیزه ، خصوصا کشفشون

اتفاقا تجسم سه بعدیمم خیلی عالیه:))))))

هعییی

پـامـ ـوک ۲۸ مهر ۹۵ , ۰۰:۱۹
همین حس رو من به مغازه خرازی و لوازم خیاطی دارم. 
به عنوان یه دختر فنی محسوب میشم. پریز برق ازجاش دربیاید واینمیسم بابام یا داداشم بیاد خودم درست می کنم. تو خوابگاه که دیگه خوراکم بود :) بیشتر اوقات هم دستیار بابامم. :)) 

جالبه بدونید منم خیاطی بلدم:دی

چون اونم یه مکانیزم داره و من فوضول باز سعی کردم ازش سر در بیارم

فرزانه شین ۲۸ مهر ۹۵ , ۰۰:۴۱
این پست رو که میخوندم همش حس می کردم بابام نوشته!انقدر که عاشق ابزاره و جعبه ابزارش تکمیله
انقدر تعریف کرده از ابزار آلات الان دیگه منم علاقه مند شدم!D:بوی ابزار فروشی هم خیلی دوست داشتنیه!

اصن مردای اینجوری رو عاشقم:دی

اصن دیوانه کننده اس

نفس نقره ای ۲۸ مهر ۹۵ , ۰۰:۴۸
گوگل جووووونم؟؟؟؟ :| سیبیل و این همه جلف بازی؟ :)))))

:))))

. زیزیگلو ۲۸ مهر ۹۵ , ۰۲:۰۱
من دوغ میخورم :| لطف کنید بعدا دوغ باز کنید
با تشکر

حالا تو هم پاستوریزه شدی

سلام علیکم. منم از یه جرعه استعدادم بگم درین محفل. 
کلاس اول راهنمایی سیستم کارکرد یخچال رو تو کتاب علوم خوندیم. همون موقعا یخچال ما از کار افتاد. من دیدم موتورش کار میکنه اما خنک نمیکنه. به خانواده گفتم این لوله گازش سوراخ شده و گاز خنک کننده تو مسیر نمیچرخه خوب. بردن تعمیرکار هم همینو گفت...
یه بار تعمیرکار خوابگاه اومد سیفون رو درست کنه. من رفتم گفتم میشه منم کنارتون واستادم دقیق ببینم چی کار میکنین؟ گفت ضعیفه ها برن کنار :(

خداییش دیدین چقدر کیف میده؟

آره خیلی از تعمیر کارا میترسن بقیه یاد بگیرن بازارکارشون کساد شه!

 وای وای  ابزار فروشی رو نگو همیشه یه چیزی واسه کشف کردن هستش 
خیلی هیجان انگیزه 
تجربه تعمیر آبگرم کن رو دارم خیلی خوبه مخصوصا وقتی بهت افتخار میکنن ، مامانم هر کی اومد گفت بهش :))))))))))


چیزای باحالی دارن. آدم دوست داره از هر ابزارش یکی داشته باشه

:)))

نیمه سیب سقراطی ۲۸ مهر ۹۵ , ۰۹:۲۶
چه خوب و ذوقشو دارین ... اصلا مرد باید فنی باشه ، من انقدر خوشم میاد بابامو در حال تعمیر یه چیزی می بینم ، حس خوبیه :)

منم موافقم.مرد باید فنی باشه

اسپریچو ツ ۲۸ مهر ۹۵ , ۱۰:۵۰
منم خیلی تعمیراتو دوست دارم ولی بهم اجازه نمیدن دست به وسیله ها بزنم:دی

خب یواشکی دست بزنید

گیسو کمند ۲۸ مهر ۹۵ , ۱۳:۵۷

منم اینجوریم تازه فقط وسیله تعمیر نمیکنم لباس هم اگه عیبی چیزی داشته باشه میشکافم دوباره میدوزم

ولی کلاً این صفت منو زیادی وسواسی کرده یه دفعه به بابام گفتم من عادت ندارم وسیله ام که خراب شه بدم دست کسی تعمیر بشه!

اگه ماشین خریدم باید برام دنبال کلاس تعمیر موتور آنژکتوری بگردی برم یاد بگیرم تا اگه روزی ماشینم خراب شد خودم تعمیرش کنم.... لازم نیست که دیگه قیافه ی بابامو توصیف کنم !!! :)))))

خب اونم یه جور تعمیر کردنه. منم بلدم از این نوع:دی

من کلاس نمیرم. خودم سعی میکنم سر در بیارم

آره واقعا از هرکدومش یکی بخری بعد مثه این خارجیا که یه گاراژ دارن خیلی مرتب ابزار هاشون رو میچینن بعد همه چی رو سر هم میکنن وای ذوق مرگ شدم .
کلا تو کتم نمیره مرد باشی کار فنی بلد نباشی یا بترسه از چیزی قشنگ طرف از چشمم میفته 

یه جعبه ابزار خوبم آدم میخواد.فک کنننن

یه آدم معمولی .. ۲۹ مهر ۹۵ , ۱۷:۱۵
منم خیلی حال میکنم وقتی کارای فنی انجام میدم

دقیقا

میرزاده خاتون ۲۹ مهر ۹۵ , ۱۷:۱۵
خیلی خوبه اینجوری. بابا و برادرهای منم خیلی فنی هستن، برعکس شوهرم D:
تو این پست کاملن مشخصه چقدر فنی یه d:
http://dstooth.blog.ir/1392/06/16/دست-به-A4
یه خاله هم دارم که خیلی از تعمیر وسایل برقی سردرمی یاره. می خوام بگم کسی اگه باعلاقه پیگیر بشه می تونه مهارتش رو بدست بیاره. ربطی به زن یا مرد بودن نداره.

:))))

خب همین که صدای یخچالو تونسته در بیاره خیلی هنر بزرگیه :))))))

بابای منم مثل شما خودش همه چی را تعمیر می کنه 
البته بیشتر جوانیهاش این کار را می کرد

مردای قدیم اکثرا فنی بودن

جات خالیه پس تو این جامعه مهندس
بیا اغفالت کنم بیای ور دل خودمون :))))

آرههه:))))

مذکری که فنی نباشه مذکرنیست!
نوشابهه یکم از خانواده بزرگتره سایزش!

تکبیر

نه بابا از خانواده هم کوچیکتر بود

مصطفی فتاحی اردکانی ۳۰ مهر ۹۵ , ۲۳:۰۰
ابزار فروشی خوب است.
تعمیرات فنی خوب تر.
ولی من هنوز هم دوست دارم کتابفروشی داشته باشم.

هیچ وقت کتاب فروشیو دوست نداشتم

این نشون میده که مرد زندگی هستین :))) مرد باید بتونه وسایل خونه رو خودش تعمیر کنه

:))))

حالا در واقعیت رشتتون چی هست؟یعنی چی خوندین؟
ببخشیدا نمیدونم گفتین یا نه.

مهندسی نفت

اگه واقعا این رشته رو دوست دارین خب برین بخونین
هیچم ازتون نگذشته :)

از ما گذشته

چقدر بده استعداد شخصی حروم شه...
اغای آچار فرانسه؛)))

آره واقعا

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">