ساحل افکار

میم

يكشنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۳۳ ب.ظ


خیلی وقته ننوشتم انگار نوشتن هم برام سخت شده. اومدم بنویسم داشتم فکر میکردم خب عاشقانه بنویسم، یا سیاسی اجتماعی یا روزنگار، یا از موفقیت خیلی بزرگی کاری که با سختی به ثمر رسید، از اینا که میان میگن به ملت ایران تبریک میگیم!! ولی فقط تهش به ما میگن با تشکر از زحمات شما!!!! یا این که از روزگار عجیب و سرنوشتش یا از بچه های وبلاگی که ازشون بی خبرم، یا از تب و تاب خرید عید و خونه تکونی و عزاداری واسه خونه تکونی، یا از تصمیم عجیب و خودم و ...

ولی واسه این پست مینویسم:

اینقدر رنگاش زیاد بود که تموم قلبمو روحمو رنگارنگ کرد. رنگی که هیچ وقت پاک نمیشه

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۰۸
مستر نیمــا
عاشق شدین ؟^_^
بگین عاشق شدین بخدا قول میدم بجای اینکه شیرینی ازتون بگیرم کلی شیرینی هم بهتون بدیم :)
بگیم مبارکه ایشالا ؟^_^
مبارکه ...

نخیررررر

ما این همه عاشقانه نوشتیم اینم مثل قبلیا

پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ۰۸ اسفند ۹۵ , ۲۲:۳۸
منم باز نمی تونم بنویسم

:)

نخیررر این مثل قبلی ها نیست چون عنوانش تابلوه که دارین دوماد میشین ایشالا :دی 
خدایی شدین بگین ما رو هم شاد کنین خب :)
نمیشه ؟^_^
قول میدم ازتون شیرینی نخوام :))



ولی سمت جدید کارتون که تبریک داره نه ؟^_^
تبریک میگم .

عنوان مگه چیه؟؟؟

سمت نیست ولی یه کار بزرگی کردم خفن

چقدر تلخ ...
خیلی تلخ :(

کاش از همون موضوعایی مینوشتین که تو پاراگراف اول گفتین ...

ای بابا چی بگم

من نه در جریان خونه تکونی‌ام نه امور سیاسی و اجتماعی و ورزشی و اینا
بلانسبتِ خر و گاو! دارم عین تراکتور درس می‌خونم :(((((
دو تا امتحانِ فردام به خیر بگذره فقط
اه

این موفقیتاتونم تبریک میگم.
توفیق‌تون روزافزون :)

پارو برن ساحل نزدیکه

موچکرم

از اینکه دقیقا کی میخوای زن بگیری بنویس مستر ! :دی

آهااااا.اونو وقتی گرفتم چشم میگم:دی

از همه چیز میشه گفت. حتی از خاطرات قدیم بلاگفا، دوستای بلاگفایی

دوستای وبلاگی خیلی خاطره دارن ولی کو حس گفتن

بسی گنگ و در عین حال گویا بود
+دم دمای عید خیلی خوبه

سهل و ممتنع بود:دی

به به مستر 
خوبین ؟
:)

خوبم مرسی

از عنایات مدیران شعارآلوده
شده اهواز به کل گردوغبارآلوده

یک نفر ماسک زند بر دهن مسئولان
گوش مردم شده از قول و قرار آلوده

عاشقان لب کارون همگی پژمردند
شهر آلوده دل آلوده نگار آلوده

نفس باد صبا تنگ شد از نخوت غیر
استخوان توی گلو، چشم به خار آلوده

دشمن و دوست کمر بسته به حلوا خوردن
زندگی نیست در این خاک مزارآلوده

عوض قیچی و روبان، عوض بیل و کلنگ
کاش دستی شود این بار به کار آلوده

بهر آرامشت اهواز! دعا خواهم کرد
صندلی‌ها بشود بلکه بخارآلوده!

{رضا احسان‌پور}
نفس نقره ای ۰۹ اسفند ۹۵ , ۲۳:۰۸
میم؟ [متفکر رو به دوربین]

اوهوم

اتفاقا امروز عصری از زیتون رد شدم یاد شما افتادم که مدتی نیستید و ازتون بیخبریم 
تبریک مستر با تشکر از زحمات شما :)

مرسی که بیاد ما بودین:دی

میم اول اسم عروس خانوم تون نیست احیانا که عنوان رو گذاشتی میم‌^_^:دی 

+
تبریک میگم در هر صورت 

خیررر

کاش از همه اش بنویسی مستر ، وقتی نمی نویسی نوشتن هی سخت و سخت تر میشه برا من که اینطوریه ولی خودمونیم آمووو یوخده مشکوکی هااااااا؟؟؟؟ نمیتونم منکر علامت سوال های سبز شده روی سرم در اثر کنجکاوی بشم :)
بابت حرکت خفن ناکت هم تبریک میگم کاش قدردان باشن بابت زحماتت 

شاید بیام و بیشتر بنویسم. البته امیدوارم .تا همه علامت سوال ها رفع بشه

خودمم امیدوارم!! ولی بعید میدونم

میم چی میتونه باشه؟!
مدیر کل شدم
موش، مار، ملخ، مگس یا یه حیوون خونگی که با م شروع میشه خریدم
ماست، موسیر، میوه
مسواک نزدم
ماشین خریدم یا عوضش کردم
مشهد قراره برم
من زن میخوام
؟!

شاید آخری:)))

میم ؟!!!
برای یه ملت سوال درست کردین مستر :/ 
:)

مزش به همینه

چیه عین این دختر پونزده ساله ها ایهام ایجاد میکنی بعد ملت کنجکاو میشن بعد هی خیرررر خییییر میکنی؟ :دی

دستتون درد نکنه واقعا تو اون شرایط و آب و هوایی و کار سخت و...

خواهش میکنیم. کاریه که از دستمون برمیاد

امشب خوابم نبرد، گشنه شدم، در کابینت خوراکی ها رو باز کردم و دیدم بیسکوییت ترد داریم
یادتون کردم خیلی... و خوردمش البته
همین


+ بنویسید، حتی اگر عاشقانه ست!!! (معنی سنگینی داشت جمله م)

خوشحال یادم کردین. نوش جونتون


می بی سون

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">